تهاتر(دوجلدی)

از {{model.count}}
3,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

کابوس‌های خونین دختری جوان، پرده از رازی قدیمی برمی‌دارد که افشای آن، آرامش پوشالی خانواده‌اش را به آتش می‌کشد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید


tahator.PDF

شقایق شادفر، دختری بیست و یک ساله است که آرامش شب‌هایش با کابوس‌هایی تکرارشونده و زجرآور به یغما رفته است؛ رویاهایی از زنی ناشناس که در دشت شقایق‌ها و میان شعله‌های آتش، سرنوشتی دردناک را تجربه می‌کند. این تصاویر چنان زنده و هولناک‌اند که سلامت جسم و روح او را تهدید می‌کنند، اما در کمال تعجب، مادرش سرسختانه با هرگونه مراجعه به روانپزشک مخالفت می‌ورزد و سعی در پنهان کردن این آشفتگی دارد. در این میان شادمهر، برادر شقایق که دانشجوی پزشکی است، تصمیم می‌گیرد برخلاف میل مادر، راز این کابوس‌ها را کشف کند. او با نفوذ به پرونده‌های قدیمی و مواجهه با بیماری مرموز به نام «آوا ملک‌شاهی» که سال‌هاست سکوت کرده، سرنخ‌هایی از گذشته‌ای مدفون می‌یابد. شادمهر درمی‌یابد که این کابوس‌ها تنها یک توهم ساده نیستند، بلکه پژواکی از یک هویت گم‌شده و رازی خانوادگی‌اند که افشای آن می‌تواند بنیان زندگی‌شان را ویران کند.

تکه اول:

صدای شرشر آب رودخانه که به سنگ‌ها می‌خورد، بازتاب سم اسب وقتی سوار آن مادیون کهربایی توی دشت شقایق بود و نوای ساز زهی که نمی‌توانست تشخیص دهد از کدامین سوی دشت می‌شنود، فضا را پر کرده بود. دهانه اسب را سمت صدا برگرداند و فکر می‌کرد خودش روی اسب نشسته است، اما وقتی برگشت خودش نبود؛ مانند چشم سومی از بالا نظاره‌گر آن صحرا و سوارکار بود. یک دفعه طوفانی در صحرا به پا شد و شقایق‌ها سر در دل هم بردند. آتش میانشان افتاد و سوارکار با تاخت سمت صحرا رفت و بین آتش گم شد. آسمان کبود شد و مادیون برگشت، در حالی که دست‌های زن بسته بود و به اسب طناب‌پیچش کرده بودند و اسب می‌دوید و زن را توی صحرا می‌کشید.

تکه دوم:

تا نگاهش به چشمان زن افتاد دلش هری ریخت؛ آن نگاه روشن عجیب برایش آشنا بود. توی کاسه می‌چرخید و می‌سوزاند، در پرتو ابروهایی بلند و در هم ریخته با موهایی نامرتب که از دو طرف روسری‌اش بیرون ریخته بود. لب‌هایش آن‌قدر بی‌رنگ بود که انگار سال‌ها رنگ آب به خود ندیده است. از مدل نگاهش متوجه شد با او حرف نخواهد زد. نگاهش طولانی نشد و به مسیر قبل چشم دوخت؛ مقابلش تراسی با میله‌های افقی بود و چیز بیشتری توجه‌اش را جلب نمی‌کرد. گویاترین حرف زن بیمار، همان نگاه طولانی به چشم‌هایش بود و بس، انگار انتظار کسی را می‌کشید.

نویسنده
الهه محمدی
ناشر
علی
شابک
شابک جلد اول 9789641933786
شابک جاد دوم 9789641933799
شابک دوره 9789641933803
قطع
رقعی
سال انتشار
1404
تیراژ
100 دوره
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
100 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
1900 گرم
تعداد صفحات
1874 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...