آخرین برف زمستان

از {{model.count}}
700,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زن جوانی پس از جدایی از همسرش و طرد شدن از سوی خانواده‌ی سنتی‌اش، برای رسیدن به استقلال و دریافت حقوق قانونی‌اش وارد نبردی روانی با خانواده‌ی بانفوذ همسر سابق خود می‌شود؛ مسیری که با ورود افراد جدید، او را با چالش‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای روبه‌رو می‌کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

zemestan.PDF

آیلین، دختری بیست و دو ساله است که برای فرار از فشارهای سنت و خانواده‌ی متعصب خود، تن به ازدواجی بدون عشق با پسری به نام محمد داده است. اما این پایان مسیر او نیست؛ آیلین پس از یک سال زندگی مشترک سرد، تصمیم می‌گیرد برای یافتن استقلال و هویت واقعی‌اش، جسورانه در برابر قواعد طایفه‌ای بایستد و مهر طلاق را بر شناسنامه‌اش بنشاند. او که حالا از سوی پدر و پدربزرگش طرد شده و تنها حامی‌اش خاله‌ای مطلقه به نام طرلان است، برای به دست آوردن حق قانونی خود و دریافت مهریه‌ی سنگینش با خانواده‌ی ثروتمند و بانفوذ ایل‌بیگی وارد چالشی فرسایشی می‌شود. در این مسیر، در حالی که آیلین تلاش می‌کند با ساخت یک فیلم مستند رویاهای جوانی‌اش در رشته کارگردانی را دنبال کند، همسر سابقش همچنان بر زندگی او سایه انداخته است. محمد با ترفندهای مختلف و بهانه‌تراشی در پرداخت کسری حساب مهریه، سعی دارد ارتباط و تسلطش را بر آیلین حفظ کند. ورود ناگهانی و مرموز آدم‌های جدیدی مانند کیوان به دایره‌ی ارتباطات کاری خاله طرلان، معادلات زندگی مستقل آیلین را پیچیده‌تر می‌کند. آیا آیلین می‌تواند از این هزارتوی تعصبات گذشته و بازی‌های روانی همسر سابقش رها شود و زمستان سرد زندگی‌اش را به بهاری مستقل پیوند بزند؟

با بی حالی از دفترخونه بیرون رفتم و به محض خارج شدن با یه نفس عميق هوای سرد و یخ زده ی زمستونی رو به ریه هام فرستادم و هم زمان آب شدن چند تا دونه ی برف رو روی صورتم حس کردم. سرمو بالا گرفتم و با دیدن برفی که رقص کنان و خرامان میچرخید و پایین می اومد بی اراده لبخند زدم. اولین برف زمستان همگام با یکی از بهترین روزهای زندگیم میبارید و شادی بی نظیری رو به وجودم تزریق میکرد.

نگاهم به بخاری که از چاییم بلند میشد خیره بود و به این فکر میکردم که حالا من یه زن مطلقه ام آزاد و بدون هیچ قید و بندی دیگه سایه ای به اسم شوهر تو زندگیم نیست و من میتونم با فراغ بالی دنبال برنامه ها و آرزوهایی که داشتم برم. باید تو اولین فرصت پیگیر کارهای فارغ التحصیلیم می شدم. تیر ماه بود که رسما درسمو تو رشته ی کارگردانی تموم کردم و تا الان یه جورایی واسه خودم ول میگشتم.

نویسنده
فاطمه ایمانی
ناشر
علی
شابک
9789641932235
قطع
رقعی
سال انتشار
1397
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
دوم
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
800 گرم
تعداد صفحات
786 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...