بازتاب

از {{model.count}}
600,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

رایان برای محافظت از جهان کوچک و لرزان پدربزرگ نابینایش، ناچار است هویت و دردهای خود را پشت لبخندی دروغین پنهان کند، در حالی که طوفان‌های دنیای بیرون هر لحظه به دیوارهای خانه‌شان نزدیک‌تر می‌شوند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

baztab.PDFاات

رایان، دختری که ستون اتکای زندگی پدربزرگ پیر و ناتوانش است، در کشاکش نبردی فرسایشی میان مسئولیت‌های سنگین خانوادگی و آرزوهای شخصی خود گرفتار شده است. او هر روز با نقابی از شادی و شور کاذب به خانه‌ای باز می‌گردد که سکوت و تنهایی در جای‌جای آن ریشه دوانده، تا مبادا غبار غم بر دل «آقا محمدتقی»، پیرمردی که بینایی‌اش را از دست داده، بنشیند. رایان در حالی که سعی دارد چرخ‌های زندگی را در کارخانه و خانه بچرخاند، با سایه‌هایی از گذشته و چالش‌های جدیدی در محیط کار روبه‌رو می‌شود که آرامش نیم‌بند او را تهدید می‌کنند. حضور هومن در این میان، پیوندی میان دنیای بیرون و خلوت خانه‌ی آن‌ها ایجاد کرده، اما سوال اصلی اینجاست که رایان تا به کی می‌تواند زیر بار این فداکاری بی‌پایان، هویت و خواسته‌های خود را پنهان کند؟ این داستان، روایتی است از انعکاسِ ایثار در آینه‌ی تنهایی و تلاشی برای یافتن نوری در تاریکی مطلق چشمان پدربزرگی که تمام دنیای نوه خود شده است.

برشی از متن (۱):

روبالشی‌ها را درآوردم و لابه‌لای ملحفه‌های گلوله‌شده‌ی توی سبد چپاندم. جلوی تخت خم شدم و پنجره‌ی کشویی اتاق را کمی باز کردم تا هوای دم‌کرده و سنگین اتاق عوض شود. سعی کردم این فکرهای بی‌نتیجه و جدال فرسایشی با ذهنم را پشت در حیاط جا بگذارم و با لبخند و شور و شوقی ظاهری وارد خانه شوم تا لااقل دلواپسی‌ها را از بابا بزرگ بگیرم.

برشی از متن (۲):

آخر بابا بزرگ کجا می‌خواست باشد؟ نهایتاً به خودش زحمت می‌داد و با کمک عصا یا ویلچرش برای قضای حاجت تا توالت فرنگی توی رختکن حمام می‌رفت. این طولانی‌ترین مسیری بود که هر روز طی می‌کرد؛ آن هم با چشمانی تقریباً نابینا که خوشبختانه این فاصله را از حفظ بود. او چه گناهی داشت که هر روز بعد این همه تنهایی و سکوت اعصاب‌خردکن خانه با چهره‌ی دمغ و ناراحت و پریشانم روبه‌رو شود.

نویسنده
فاطمه ایمانی
ناشر
علی
شابک
9789641933090
قطع
رقعی
سال انتشار
1403
تیراژ
200 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
200 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
وزن تقریبی
450 گرم
تعداد صفحات
442 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...