دختر جوانی از طبقهی مرفه، قربانی نقشهی ورشکستگی دروغین پدرش میشود و برای رهایی از طلبکاران، به تنهایی در خانهای محقر در جنوب شهر رها میشود تا با دنیایی پر از تضاد، فقر و رازهای پنهان روبهرو شود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
leili2.PDF
لیلی، دختر نوزدهساله خانوادهای ثروتمند اما ازهمگسیخته در تهران پیش از انقلاب است که هرگز طعم آرامش واقعی را نچشیده است. پدر او درگیر ورشکستگیهای مشکوک و قمار است و مادرش زنی خودخواه و غرق در مهمانیهای پرزرقوبرق است که توجهی به فرزندانش ندارد. در میان این هیاهو و تنشهای بیپایان، لیلی تنها پناه خود را در دوستی با دختری مذهبی و ساده به نام زهرا مییابد که دریچهای از عقاید متفاوت را به روی او میگشاید. طوفان حوادث زمانی به اوج میرسد که پدر خانواده برای فرار از دست طلبکاران، نقشه یک ورشکستگی دروغین را طراحی میکند. او در اقدامی ناگهانی، لیلی را در میان بهت و ناباوری به خانهای قدیمی، شلوغ و محقر در جنوب شهر میفرستد و خود به همراه همسرش به مشهد میگریزد. لیلی که تاکنون در رفاه بزرگ شده، ناگهان خود را در محلهای غریب، میان همسایگانی با فرهنگهای متفاوت و فضایی پر از وهم تنها مییابد. او اکنون باید بدون هیچ حامی و پناهی، با ترسها و واقعیتهای بیرحم جامعهای پرالتهاب روبهرو شود. آیا این تبعید ناخواسته، نقطه پایانی بر روزهای تاریک اوست یا آغازگر بیداری روح عصیانگر لیلی در دل این محله فقیرنشین خواهد بود؟
1
صبح تلخی بود؛ جمع کردن اسبابها در یک روز غمزده بارانی و آوای بیحوصله و نحس کلاغی که از دوردستها به گوش میرسید، همه غم و رخوت دنیا را در دل لیلی میریخت. گوشه تختش کز کرده بود و خیره به ردپای باران روی شیشه نگاه میکرد. به نوزده سال زندگی در آن خانه میاندیشید، روزهایی که بیشترش با غصه و عذاب گذشته بود، اما باز هم دل کندن از آنجا برایش دشوار مینمود.
2
خواب عجیب و وحشتناکی دید؛ در خوابش توی همان اتاق که صد برابر کثیفتر و سیاهتر مینمود، پشت پنجره ایستاده بود. گربههای سیاه بیشماری با صداهای ترسناک و خرخرهایی وهمآلود دوروبرش میچرخیدند. چشمان براقشان به رنگ خون درمیآمد و برایش پنجه میکشیدند. وقتی آنها را پس میزد، میدید که در حال دریدن بچهگربهای ناتوان و سفید هستند. این کابوس زجرآور تا صبح ادامه یافت و خواب راحت را از چشمانش ربود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید