می تراود مهتاب

از {{model.count}}
1,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زن جوانی که در گذشته با غرور و لجبازی عشق واقعی‌اش را ویران کرده، با ورود دختری کوچک به کلاس نقاشی‌اش، در دوراهی پذیرش عشقی تازه یا تقابل با گذشته‌ای پرالتهاب گرفتار می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

mahtabx.PDF

مهتاب، دختر جوان و لجبازی است که در گذشته به دلیل غرور و تصمیمات کودکانه‌اش، عشق واقعی مردی را که پناهگاه زندگی‌اش بود پس زده و اکنون در خلوت خود با حسرت آن روزها دست‌وپنجه نرم می‌کند. او که سال‌هاست درد فقدان پدر را در سینه پنهان کرده، در کنار مادر فداکار، مادربزرگ مهربان و دایی دلسوزش روزگار می‌گذراند. مهتاب اکنون به عنوان مربی در موسسه نقاشی مردی به نام عرفان مشغول به کار است؛ مردی که با تمام وجود عاشق اوست و بی‌صبرانه انتظار پاسخی مثبت برای آغاز یک زندگی مشترک و آرام را می‌کشد. زندگی روزمره مهتاب زمانی دستخوش تلاطم می‌شود که با ورود سارا، دختر کوچک و شیرین‌زبانی که رازی از گذشته را با خود به همراه دارد، شعله‌های زیر خاکستر عشق قدیمی او دوباره زبانه می‌کشد. مهتاب بر سر دوراهی سخت و نفس‌گیری قرار می‌گیرد: آیا باید به عشق آرام و بی‌تلاطم عرفان تن دهد تا آرامش به زندگی خود و مادرش بازگردد، یا دوباره در پی عشقی برود که روزگاری با دستان خودش ویرانش کرده بود؟ تقابل غرور، عشق و پشیمانی، قهرمان قصه را در مسیری پرالتهاب قرار می‌دهد که هر تصمیمش آینده‌ای کاملا متفاوت را برای او رقم خواهد زد.

1
با حسرت به انگشت دست چپم نگاه میکنم حلقه ی ازدواجمان هنوز زینت بخش انگشتمه و دلم نیامده لحظه ای اونو از خودم جدا کنم. این حلقه جزئی از وجودم شده و من به هیچ قیمت اونو از خودم جدا نمی کنم. هیچ ماجرایی توی زندگی نباید این حلقه رو از دستم جدا کنه این حلقه یادگار اولین و آخرین عشق منه.
2
مدام میرم جلو آینه و مثل دیوونه ها با خیالش صحبت میکنم بارها حرف دلم رو بهش زدم توی آینه به چشاش زل زدم اما تا اومدم حرف آخر رو بزنم چشمم افتاده به یک جفت چشم پر آب که نگاهش رو ازم می دزده. همون چشایی که غم توش خونه کرده و منتظر یک تلنگره که احساسش رو به جوش بیاره و سرریز بشه چشای خودم که داره خودمو به آتیش می کشه و وجودم رو مسخر کرده است.

نویسنده
مریم رضاپور
ناشر
علی
شابک
9789647543637
قطع
رقعی
سال انتشار
1385
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
چهاردهم
میزان فروش تا کنون
23750 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
700 گرم
تعداد صفحات
696 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...