محیا پس از مرگ پدرش همراه مادر به عمارت زرینخان میرود و وارد دنیایی پر از تعصب و راز میشود.در میان روابط پیچیده خانوادگی و احساسات تازه، او برای اثبات هویت و استقلالش تلاش میکند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
hamisheh50.PDF
درامی پرچالش از تقابل تعصبات خانوادگی و رویای استقلال دختری جوان در جامعهٔ معاصر است. داستان دربارهٔ «محیا»ست که پس از مرگ پدر، همراه مادرش در عمارت بزرگ زرینخان ساکن شده و زیر سایهٔ قوانین سختگیرانهٔ پسرعمویش امین قرار میگیرد. نویسنده با لحنی روان و پرانرژی، فرازونشیبهای عاطفی و ایستادگی محیا را در برابر محدودیتهای سنتگرایانه به تصویر میکشد. تضاد میان چارچوبهای سخت عمارت و جسارتهای نسل جدید، کششی مداوم و ملموس در طول داستان ایجاد میکند. این اثر با درونمایهٔ هویتیابی و عشق، گزینهای بسیار جذاب و پرمخاطب برای علاقهمندان به رمانهای داستانی ایرانی است.
* برش اول:
> «سرعت رکاب زدن رو همراه با اوج گرفتن آهنگ بیشتر میکنم و به سرعت از میون ماشینهایی که پشت چراغ قرمز توقف کردن عبور میکنم... نسیم آروم و خنکی به گونه هام برخورد میکنه و صورت گرگرفته از تحرکات دو ساعته م رو نوازش میکنه. خیلی هم به موقع بود و نسیم جون رو لازم بودم!»
>
* برش دوم:
> «پلک هام جایی واسه بیشتر گشاد شدن نداره، لبهام از هم باز مونده و به زورگویی مسلمش خیره ام. ابروهای خوش حالت و به هم گره خورده و اون خط اخم روی پیشونیش که درست بالای ابروها قرار داره و جذابیتش رو لعنتی تر نشون میده در معرض دیدم قرار داده و من واقعاً نمی تونم از خودم دفاع کنم. نگاه التماس آمیزم رو به مردمک تیره ی چشم هاش میدم... اما خب اون زرین خانه و هر حرفی رو فقط یک بار میزنه و هیچ وقت هم ازش برنمیگرده، هیچ وقت!»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید