از نسل قابیل

از {{model.count}}
1,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری جوان بهای بدهی پدرش را با اسارت در عمارت مردی خشن و مرموز می‌پردازد، غافل از اینکه چهره‌اش، یادآور بزرگ‌ترین کابوس و کینه‌ی قدیمی زندانبان اوست.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

ghabil50.PDF

لیلی، دختری نوزده ساله و ریزنقش، در میان ناباوری و اشک، قربانی بدهی پدرش می‌شود و به عقد موقت مردی ترسناک و خشن به نام بابک درمی‌آید. بابک او را به عمارتی بزرگ، متروکه و غبارگرفته می‌برد و در انباری سرد و تاریک زندانی می‌کند تا هیچ‌کس از حضور او مطلع نشود. در روزهای نخست، ترس و وحشت از ظاهر ژولیده و رفتارهای بی‌رحمانه بابک، تمام وجود لیلی را فرا می‌گیرد و آینده برایش تاریک‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. اما در پس این ظاهر خوفناک، رازی تاریک و کینه‌ای عمیق نهفته است؛ لیلی شباهت عجیبی به زنی افسونگر در گذشته‌ی بابک دارد که زندگی او را به مرز نابودی کشانده است. با گذشت زمان، لیلی به جای تسلیم شدن در برابر این سرنوشت شوم، با روحیه‌ی لطیف و ایستادگی خود شروع به تمیز کردن عمارت و باغ طاعون‌زده می‌کند. او بوی غذای خانگی و جریان زندگی را به این خانه‌ی مرده بازمی‌گرداند و همین تلاش‌های خاموش، دیوارهای یخی میان آن دو را به لرزه درمی‌آورد. در این میان، ورود ناگهانی مه‌گل، خواهر بابک، پرده از گذشته‌ی متفاوت و مهربان مرد زندانبان برمی‌دارد و نوری از امید در دل لیلی می‌تاباند. آیا این دختر معصوم می‌تواند از میان سایه‌های سنگین انتقام، راهی به سوی رهایی پیدا کند؟

تکه متن اول:
علی‌رغم تمام ترس‌ها و اضطراب‌هایش با دیدن هوای نیمه‌ابری و بوی نم باران ایستاد و چند نفس عمیق کشید. عاشق پاییز و بوی باران‌هایش بود. همیشه وقتی باران می‌بارید روی ایوان کوچک خانه‌شان می‌نشست و بارش را نظاره می‌کرد. باید محکم بودن را یاد می‌گرفت، چیزی که هیچ وقت نبود اما دوست داشت باشد و تلاشش را می‌کرد. زندگی گذشته‌اش در برابر آینده‌ی نامعلومش بهشت بود.
تکه متن دوم:
پیچ و تابی که با حرکات ظریفش به موهای بلند و حالت‌دارش رقص انداخته بود آن‌قدر دل‌انگیز و دل‌نشین بود که بی‌اختیار لبخند را مهمان لبانش کرد. حالا که دقت می‌کرد در این حالت او هیچ شباهتی به آن افسونگر نداشت. دختری بی‌نهایت زیبا و لوند و جذاب را می‌دید که شبیه هیچ‌کس نبود. بعد از ماه‌ها قلب زخم‌خورده‌اش که کمتر پرتپش می‌شد، محکم و پرشتاب به سینه‌اش کوبید.

نویسنده
سها مرادی
ناشر
علی
شابک
9789641936367
قطع
رقعی
سال انتشار
1404
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
100 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
750 گرم
تعداد صفحات
736 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...