راز سی و چهار سالهی پنهان در هویت واقعی یک روانشناس، همزمان با تلاش او برای شکستن سکوت زن جوانی که محکوم به اعدام است، در آستانهی فاش شدن قرار میگیرد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
rahaxx.PDF
رها روانشناس سی و چهار سالهای است که پس از تجربهی تلخ شش سال زندگی مشترک سرد و بیروح، هنوز با سایههای گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند. او با وجود موفقیتهای حرفهای و چهرهای جذاب، نتوانسته زخمهای ناشی از بیتفاوتیهای همسر سابقش را فراموش کند. مسیر زندگی آرام او در کنار مادرش، با ورود به زندان زنان کرج به عنوان مشاور وارد مرحلهی تازهای میشود. در میان دیوارهای زندان، رها با مهلا روبهرو میشود؛ زن بیست و یک سالهی زیبایی که به جرم قتل همسرش در انتظار اعدام است و ماههاست در سکوتی مطلق فرو رفته است. تلاشهای رها برای شکستن سد سکوت مهلا، او را با چالشهای عمیق عاطفی مواجه میکند و دردهای پنهان خودش را بازتاب میدهد. اما این رویارویی تنها گره داستان نیست؛ در پس روزمرگیهای او و مادرش، راز سر به مهر و سی و چهار سالهای نهفته است که حقیقت وجودی رها را نشانه میرود. رازی تکاندهنده دربارهی هویت واقعی او که تنها مادرش و دوست قدیمی مادر از آن باخبرند و نشان میدهد نام واقعی او چیز دیگری است. آیا رویارویی با سرنوشت عجیب مهلا میتواند رها را برای مواجهه با طوفان بزرگ زندگیاش و هویتی که از او پنهان مانده، آماده کند؟
1
واقعاً حیف بود این زن بسیار جوان و زیبا که موهای فر و نامرتبش از زیر روسری بیرون ریخته و با آن ابروهای پهن و کوتاه صورتش جذاب تر شده بود با این همه اندوه در زندان اسیر شود. لباس زندان برای اندام ریز نقش او مثل وصله ای ناجور بود.
2
چرا آدم ها به جرم کشتن جسم یکدیگر زندانی و اعدام می شوند ولی هیچ کس به خاطر کشتن روح و عواطف هم نوع خود حتی سرزنش هم نمی شود؟ چرا عماد و امثال عماد را به جرم کشتن و دفن کردن روح و عواطف محاکمه و اعدام نمی کنند؟
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید