دختری جوان با گذشتهای آغشته به تروما، تمام زندگیاش را وقف محافظت از برادر کوچکش میکند؛ اما تقاضای بخشش از سوی عامل تباهیِ گذشته و ورود یک غریبه به حریم امن آنها، دیوارهای دفاعیاش را به لرزه درمیآورد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
nahlan.PDF
دختری جوان با گذشتهای آغشته به تروما، تمام زندگیاش را وقف محافظت از برادر کوچکش میکند؛ اما تقاضای بخشش از سوی عامل تباهیِ گذشته و ورود یک غریبه به حریم امن آنها، دیوارهای دفاعیاش را به لرزه درمیآورد.
«دلم برای دختر بچهی ترسیدهی بیپناه آن سالها سوخت، آتش گرفت و خاکستر شد. تنم میسوخت و ریشهی موهایم درد میکرد، انگار که کابوس را همین حالا زندگی کرده باشم.»
2
«نگاهم روی خرده موهای روی روزنامهها افتاد و بعد دوباره بالا آمد و روی آغوش آنها چسبید... یکی نبود به او بگوید مگر حلشدنی است بعضی دردها؟ مگر خوبشدنی است برخی از زخمها؟ مگر برگشتنی است عمری که تمام شده؟»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید