امیر سالار

از {{model.count}}
600,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

تنها وارث یک خاندان اشرافی برای حفظ ثروت پدری مجبور به ازدواجی تحمیلی با دخترعموی پرحاشیه‌اش می‌شود، اما رازهای تاریک این پیوند، جوانی و آینده او را به ورطه نابودی می‌کشاند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

salarz 30.PDF

امیر سالار، تنها وارث و پسر ارشد خاندان ثروتمند مالکی، جوانی سرشار از شور زندگی و آرزوهای بزرگ است که رویای خلبانی و تحصیل در خارج از کشور را در سر می‌پروراند. اما این رویاها با تصمیم خودخواهانه و ناگهانی پدرش، مالک خان، به بن‌بست می‌رسد. مالک خان برای حفظ ثروت خانوادگی و گسترش شراکت با برادرش، امیر سالار هجده ساله را مجبور می‌کند تا با دختر عموی پرحاشیه و بی‌پروای خود، مستانه، که چهار سال از او بزرگ‌تر است، ازدواج کند. مستانه دختری خوش‌گذران است که هیچ نقطه اشتراکی با امیر سالار آرام و متین ندارد. با وجود تلاش‌های امیر سالار برای ساختن یک زندگی آرام، طوفان رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی مستانه و بازگشت او به مهمانی‌های شبانه و بی‌بندوباری، پایه‌های این زندگی اجباری را به لرزه درمی‌آورد. گذشت ده سال از این پیوند شوم، از امیر سالار مردی بیست و هشت ساله، قدرتمند در ظاهر اما درهم‌شکسته و افسرده در باطن می‌سازد. اکنون او در عمارت باشکوه پدری‌اش ایستاده و در حالی که به ویرانه‌های جوانی و آرزوهای بربادرفته‌اش نگاه می‌کند، باید تصمیم بگیرد که آیا تا ابد قربانی این سرنوشت تحمیلی خواهد ماند یا راهی برای رهایی از این قفس پیدا خواهد کرد.

تکه متن اول:
از پشت پنجره عمارت بزرگ و باشکوهی که ارثیه جد اندر جد بود به بیرون خیره شده و افکارش در مسیرهای مختلف به پرواز درآمده بودند. این روزها به شدت افسرده و غمگین بود زیرا که سال‌های سال رنگ خوشبختی را به چشم ندیده بود. گاهی در دل خود را مسخره می‌کرد و می‌گفت، اصلاً خوشبختی چگونه نوشته می‌شود. حال غریبی داشت و بغض گلویش را تا حد مرگ می‌فشرد و دوست داشت بمیرد دیگر ادامه این زندگی را برای خود غیر ممکن می‌دانست.
تکه متن دوم:
گاهی اوقات خوشبختی در کنار ما پر می‌زند، می‌توانیم دست‌هایمان را دراز کنیم و آن را در آغوش بگیریم، اما آن را نمی‌بینیم و بی‌تفاوت به آن اشعه‌های خوشبختی از کنارش عبور می‌کنیم. آن را نمی‌بینیم زیرا دنیا و ظواهر آن رنگ و لعاب فریبنده‌اش ما را کور می‌کند. وقتی به خود می‌آییم که دیگر خبری از آن زرق و برق نیست و خوشبختی را نیز از دست داده‌ایم.

نویسنده
نجمه پژمان
ناشر
علی
شابک
9789641930198
قطع
رقعی
سال انتشار
1388
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
4000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
420 گرم
تعداد صفحات
414 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...