بنفشه، نوجوانی خیالپرداز و بیتجربه، درگیر عشقی پنهان با پسر غریبه همسایه میشود و برای حفظ این ارتباط پرخطر، در برابر تمام هشدارهای دوستان و خانوادهاش میایستد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید
sahelzx.PDF
بنفشه، دختری شانزده ساله و سرشار از شور و هیجان نوجوانی است که به تازگی با رفتن خواهرش به خانه بخت، اتاق مستقل خود را به دست آورده است. او که علاقهای به درس خواندن ندارد و بیشتر درگیر شیطنت، دنبال کردن مدهای روز و جلب توجه دیگران است، به زودی متوجه حضور پسر جوانی به نام کامران در آپارتمان نوساز روبهروی خانهشان میشود. کامران با ظاهری متفاوت، به سرعت تمام افکار بنفشه را به خود مشغول میکند و با ارتباطهای پنهانی از طریق پنجره و همراهیهای هر روزه در مسیر مدرسه، قلب این دختر نوجوان را تسخیر میکند. در حالی که دوستان و خانواده بنفشه نسبت به این پسر غریبه بدبین هستند و او را فردی بیکار و دردسرساز میدانند، بنفشه با غرور نوجوانی نصایح آنها را نادیده میگیرد. او قدم در مسیری پرمخاطره میگذارد و هر روز بیشتر در این دلبستگی پنهان غرق میشود. این ارتباط هیجانانگیز، او را از دنیای معصومانه گذشتهاش دور کرده و در برابر مسیرهایی قرار میدهد که میتواند تمام آیندهاش را تحتالشعاع قرار دهد. آیا این احساسات پرشور، سرابی فریبنده است یا او را به مقصدی امن میرساند؟
1
وقتی با خوشحالی روی تختم دراز کشیدم و صدای گیتارش با هم خوانی خودش به گوشم رسید. درست یادمه یک ترانه قشنگ و سوزناک که همه از عشق و دلدادگی بود می خواند چشم هایم را بستم و همراه با صدای او در رویایش به خواب رفتم.
2
باران کم کم شروع به باریدن کرد در عالم خیال خودم را می دیدم که همراه کامران میان جنگلی بزرگ قدم می زنیم. همه فکرم کامران شده بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید