سارا در آستانه مهاجرت خانوادگی به تهران و پذیرش یک پیشنهاد ازدواج غافلگیرکننده، ناخواسته در مسیر تحولات پیشبینینشدهای قرار میگیرد که آرامش زندگیاش را به چالش میکشد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
hamdamx.PDF
سارا دختری جوان و دانشجوی رشته مترجمی زبان است که در آغوش گرم و پرمهر خانوادهاش روزهای پرامیدی را پشت سر میگذارد. او با قبولی در دانشگاه تهران و سپس تصمیم غیرمنتظره پدر برای فروش خانه و مهاجرت تمام اعضای خانواده به پایتخت، خود را در آستانه تحولی بزرگ و شیرین میبیند. ماجرا با یک پیشنهاد خواستگاری غافلگیرکننده از سوی پسرعمویش حمید، رنگ و بویی تازه و عاشقانه به خود میگیرد؛ پسری جدی و کمحرف که ابراز علاقهاش دنیای سارا را دگرگون میسازد. در میان هیاهوی تدارک سفر، جمع شدن فامیل برای مهمانی خداحافظی و جشن باشکوه سالگرد ازدواج پدر و مادر، همه چیز بینقص و آرام به نظر میرسد. اما ورود به زندگی جدید در پایتخت و پیوندهای پیچیده خانوادگی، آزمونهایی دشوار و ناشناخته را در مسیر این آرامش رقم خواهد زد. آیا این پیوند تازه و زندگی جدید در تهران به همان اندازه که در رویاها متصور بوده، بیدغدغه و پایدار پیش خواهد رفت یا دستخوش تلاطم سرنوشت خواهد شد؟
1
اتاق کوچولو و خوشگلم رو قرار بود به زودی جایگزین یکی بهتر کنم. به خاطر کوچیکی خیلی زود شلوغ میشد و زودتر از اون هم مرتب. قبل از به دنیا اومدن طاها از سه تا اتاق خوابی که داشتیم یکیش مال من و سبا بود، یکی برای کسری و بزرگه هم برای مامان و بابا؛ ولی با اومدن طاها بزرگه از وسط با یک نئوپان تیغه شد و روش کاغذ دیواری شد، نصف برای من و نصف مال کسری. این طوریه که اتاق من و کسری از همه جا کوچکتره ولی خوبیش به اینه که مستقله.
2
نمیدونید وقتی این خبر رو از زبون مامان شنیدم چه ذوقی کردم! خدا رو شکر تصمیم قطعی بود. بعد از امتحانات خردادماه که اومدم خونه رو هم به فروش گذاشته بودند. خونه قشنگمون که موقعیت دو نبش و علاوه بر واحد خودمون دو واحد مجزای دیگه هم داشت که اجاره داده بودیم، خیلی زود چند مشتری پروپاقرص پیدا کرد و به بالاترین قیمت فروش رفت. بعد از فروش خونه، بابا تنهایی برای پیدا کردن یه خونه خوب رفت تهران.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید