داستان با سفر جوانی به نام مرتضی آغاز میشود؛ نویسندهای که برای فرار از هیاهوی تهران و اصرارهای مادرش برای ازدواج، و همچنین برای تکمیل کتاب نیمهتمامش، به شمال کشور (چالوس) پناه میبرد. او به دنبال مکانی دنج و ساکت میگردد و سرنوشت او را به ویلای قدیمی و مرموزی به نام «باغ بهشت» میکشاند.صاحب این باغ، مردی مقتدر و مرموز به نام رشید خان است که رفتارهای عجیب و سختگیرانهای دارد. در این عمارت، دختری زیبا و غمگین به نام مونس نیز زندگی میکند که گویی در این قصر زیبا زندانی است و اجازه ارتباط با دنیای بیرون را ندارد.کنجکاوی مرتضی درباره ی اهالی عجیب این خانه، پای صحبتهای خاتون، خدمتکار وفادار و قدیمی عمارت، را به میان میکشد. خاتون پرده از رازهای سر به مهر گذشته برمیدارد و روایتی تکاندهنده از عشق و نفرت را بازگو میکند:داستانِ سالهای دور، زمانی که «باغ بهشت» متعلق به خانی بزرگ بود و دخترش پروانه، دردانه عمارت محسوب میشد. پسری یتیم و فقیر به نام رشید به این خانواده پناه میآورد و همبازی کودکی پروانه میشود
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
atasheki.PDF
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید