جوان مستقلی که برای فرار از سایه پدر ثروتمندش کسبوکاری تازه به راه انداخته، در یک سفر ناگهانی به شمال با دنیایی از تفاوتهای طبقاتی و عاطفی روبهرو میشود که مسیر زندگیاش را دگرگون میکند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
royaye1m.PDF
آرمین، جوان حساس و پر از دغدغهای است که پس از سالها کار کردن زیر سایه سنگین و مستبدانه پدر ثروتمندش، تصمیم میگیرد مسیر زندگیاش را تغییر دهد. حاجی، پدر آرمین، مردی با دو همسر و خانوادهای بزرگ است که همیشه رفتاری خشک و عاری از احساس با فرزندانش داشته است. آرمین برای چشیدن طعم استقلال، با همراهی پسر دایی شوخطبع و پرانرژیاش، مبین، یک مغازه لباسفروشی باز میکند. او که در گذشته ضربه عاطفی سختی از عشق سابقش خورده و هنوز نتوانسته با بیوفایی او کنار بیاید، در برابر روابط جدید بسیار محتاط عمل میکند. با رونق گرفتن کسبوکار، آرمین اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و قدمهای تازهای برای آیندهاش برمیدارد. اما یک سفر تفریحی و ناگهانی به شمال کشور همراه با دوستانش، آنها را در مسیر آشنایی با گروهی از دختران ثروتمند قرار میدهد. در میان این تفاوتهای عمیق طبقاتی و رفتاری، ماجراهای طنز و غیرمنتظرهای رقم میخورد که آرمین را وادار میکند نگاهش را به عشق و خانواده بازنگری کند. آیا او میتواند در این تقابل دنیاها، راهی به سوی آرامش و عشقی واقعی بیابد یا گذشته همچنان او را درگیر خواهد کرد؟
1
از روزی که با مبین شروع به کار کرده بودیم، روال زندگیم تغییر کرده بود؛ چرا که به موقع سرکار رفته و از صبح تا شب با جان و دل کار میکردیم و به وقتش هم بدون اینکه ریختوپاش و ولخرجی کنیم، به تفریحمان میپرداختیم. این امر باعث شده بود که هم گذشت زمان را حس نکنم و هم زندگی برایم لذتبخش باشد.
2
با دیدن زیبایی و ابهت ویلا، نگاهی بین ما ردوبدل شد؛ چون ما همگی وضعی مشابه داشتیم و از طبقه متوسط بودیم و حال در مقابل چنین طبقه مرفه و بسیار پولداری قرار داشتیم. در دل حق را به آنها دادم؛ شاید اگر من هم در چنین موقعیتی قرار داشتم، مغرور و ازخودراضی میشدم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید