حضور ناگهانی برادران دوقلوی مرموز فامیل در یک مراسم خانوادگی، دنیای آرام تمنا را زیر و رو کرده و او را درگیر احساساتی ناشناخته و انتخابهایی دشوار در مسیر عشق و زندگی میکند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی ازکتاب،فایل زیر را دانلود کنید
baghma~2.PDF
تمنا، دختری جوان، زیبا و سرزنده است که در خانوادهای اصیل بزرگ شده و روزهای جوانیاش را با تحصیل در رشته تربیتبدنی میگذراند. در روز پنجمین سالگرد درگذشت پدربزرگش، او بار دیگر با چالشهای همیشگی، نگاههای کنجکاو فامیل و خواستگاران سمج و ناخواستهای روبهرو میشود که هیچ علاقهای به آنها ندارد. تمنا که به ازدواج سنتی و بدون عشق هیچ اعتقادی ندارد، در میان هیاهوی مراسم و دورهمیهای خانوادگی، با ورود ناگهانی و غیرمنتظره پندار و پولاد کاملاً غافلگیر میشود. این دو برادر دوقلو که پس از مرگ تلخ پدر و مادرشان در گذشته، سالها توسط عمویشان از جمعهای شلوغ فامیل دور نگه داشته شده بودند، اکنون به مردانی بالغ و با روحیاتی کاملاً متفاوت تبدیل شدهاند. پولاد هنرپیشهای مشهور و پرهیاهو است و پندار، مردی جدی، تودار و اهل مطالعه. حضور سنگین و نگاههای خاص پندار در همان برخوردهای کوتاه، آرامش درونی تمنا را بر هم میزند و او را درگیر احساساتی ناشناخته و متناقض میکند. در پسزمینه روابط پیچیده فامیلی، پچپچهای همیشگی اطرافیان و رازهای پنهان خانواده، تمنا باید مسیر قلب خود را در این هزارتوی احساسات پیدا کند. آیا تقاطع سرنوشت تمنا با این برادران دوقلو، به ویژه پندار که حضوری رازآلود دارد، میتواند مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر دهد؟
1
همه خوابیده اند و من طبق معمول یواشکی و بی صدا از پله های پشت بام بالا می روم دلم نمی آید شب و ستاره ها را از دست بدهم. این اتفاق همیشه که تکرار نمیشود نباید از دست برود، مگر قرار است چند سال زنده باشم. شاید امشب شب آخرم باشد همیشه این فکر را میکنم باید که فکر کنم امروز روز آخر و امشب شب آخری است که میتوانم آسمان را نگاه کنم.
2
تا به پشت بام رسیدم نسیم خنکی موهایم را نوازش کرد. بادی خنک دور تنم پیچید اینجا همه فصول شبها هوا دلپذیر است. حتی تابستانها، به جز زمستانهای سردش که آن را هم دوست دارم. دست هایم را دور بدنم میپیچم امشب هم سحرانگیز و آرامش بخش و سکوت شب شاعرانه و رویایی است.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید