دختر فقیری به نام یلدا برای تامین هزینه درمان مادرش نقشه فریب یک مهندس ثروتمند را میکشد، اما با ورود به عمارت اشرافی او، در تلهای از احساسات، حقایق و رازهای پیشبینینشده گرفتار میشود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
bolvar.PDF
داستان روایتی پرکشش از تقابل فقر و ثروت، و عشق و فریب است. یلدا، دختر جوانی که روزگار سختی را میگذراند و با فروش گلدانهای کاکتوس و خیاطیهای مادر بیمارش امرار معاش میکند، تصمیم میگیرد برای رهایی از این فلاکت دست به کاری خطرناک بزند. او نقشه میکشد تا مردی ثروتمند و مغرور به نام کامیاب را فریب داده و هزینه عمل قلب مادرش را فراهم کند. کامیاب که مهندسی متمول است و به واسطه ثروتش همواره مورد توجه بوده، با رفتاری جسورانه به یلدا نزدیک میشود و او را با دنیای پر زرقوبرق خود روبهرو میسازد. اما یلدا که دختری معصوم و زخمخورده از گذشتهای تلخ است، به زودی متوجه میشود که بازی در دنیای آدمهای ثروتمند و باتجربه، پیچیدهتر از تصور اوست. ورود او به عمارت اشرافی کامیاب، پرده از رازها و احساسات متناقضی برمیدارد که تمام معادلات یلدا را به هم میریزد. در سوی دیگر، پسری آرام و مهربان به نام پارسا در نمایشگاه گل و گیاه در همسایگی غرفه یلدا حضور دارد که نگاه متفاوتی به زندگی و او دارد. یلدا اکنون بر سر دوراهی سختی قرار گرفته است؛ آیا او میتواند نقشه خود را تا انتها پیش ببرد و قلب یخیاش را در برابر جاذبههای این بازی فریبنده حفظ کند، یا در طوفان حوادث مسیر زندگیاش برای همیشه تغییر خواهد کرد؟ خواننده در این رمان با چالشهای درونی یلدا همراه میشود تا سرنوشت این تقابل جذاب را کشف کند.
1
چقدر خودم را نفرین کرده بودم از همانها که مادر گاهی به خودش یا من یا پشت سر بابا میگفت. چطور مثل احمق ها همراه آنها سر خاک پدرش رفته بودم؟ حتما برای خود شیرینی بود ای کاش قلم پایم میشکست ای کاش هیچ وقت واقعیت برایم روشن نمیشد و من درون جهل خودم فرو می رفتم، حتی غرق می شدم. غرق شدن یکباره بهتر از ذره ذره یخ زدن بود.
2
کارت را پاره کردم یادم هست درست و با دقت نه با حرص و لج، اول به دو قسمت بعد چهار تکه اش کردم و بعد از آن هر تکه را به دو قسمت آرام و با طمانینه و از پاره کردنش چه لذتی میبردم انگار پولهایش بود که درون دستانم تکه تکه میشد و این فاصله لعنتی که بین ما بود احساس کردم همان لحظه تمام بالا شهر و پایین شهر بین ما پاره شد و تکه تکه تمام فاصله ها را که حالا به شکل تکه پاره هایی بودند، درون سطل فلزی بد قواره کنار میز انداختم
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید