آهو

از {{model.count}}
1,400,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری یتیم برای چشیدن طعم خانواده مجبور می‌شود با نام و هویت دختری مرده زندگی کند، اما ورود به عمارت اشرافی خانواده‌ی جدید، تازه آغاز تقابل او با کینه‌ها و رازهای پنهان است.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی ازکتاب فایل زیر دانلود کنید

ahoyyy.PDF

آهو دختری یازده‌ساله و یتیم است که سال‌ها در پرورشگاه با تنهایی و احساس انزوا بزرگ شده و همیشه حسرت داشتن یک خانواده گرم را در دل پرورانده است. زندگی او زمانی دستخوش تغییری بزرگ می‌شود که مردی خیرخواه و ثروتمند به نام حاج آقا سعادتی سرپرستی او را به عهده می‌گیرد. اما این خوشبختی بهای سنگینی دارد؛ آهو متوجه می‌شود که تنها دلیل این انتخاب، شباهت ظاهری شگفت‌انگیز او به دختر ازدست‌رفته‌ی این خانواده است. او مجبور می‌شود هویت، گذشته و حتی نام زیبای خود را کنار بگذارد و با نام جدید سوگند وارد عمارت بزرگ سعادتی‌ها شود تا شاید بتواند مرهمی بر افسردگی شدید مادر جدیدش، سارا، باشد. در این خانه مجلل، سوگند با چالش‌های فراوانی روبرو می‌شود و باید جای خالی دختری را پر کند که سایه‌اش سنگین‌تر از حضور خودش است. او در کنار مادری مهربان اما غرق در سوگ، پدری امیدوار و دو برادر خوانده به نام‌های سامان و سروش قرار می‌گیرد که رفتارهای کاملا متفاوتی با او دارند. سامان با مهربانی خود نقش فرشته‌ی نجات را برای او بازی می‌کند، در حالی که سروش با کینه‌توزی و طعنه‌هایش مدام به او یادآوری می‌کند که وصله‌ای ناجور در این خانواده است. حال سوگند باید با حفظ رازهای درونی‌اش، مسیر پرپیچ‌وخم هویت‌یابی و پذیرش در خانواده‌ای غریبه را طی کند و نشان دهد که آیا می‌تواند جایگاهی واقعی برای خود بسازد یا برای همیشه یک کپی از دختری دیگر باقی خواهد ماند.

1
همان‌طور که از در آهنی سبز و دیوارهای بلند ساختمانی که ده سال از زندگی‌ام را آنجا گذرانده بودم دور می‌شدیم، نه تنها احساس دلتنگی نکردم بلکه حس پرنده‌ای را داشتم که بال پروازش را که سال‌ها از او گرفته بودند به او برگردانده‌اند. هر چه به سرعت ماشین اضافه می‌شد من بال‌هایم را باز می‌کردم و به سمت جایی که نمی‌شناختم ولی از آن نمی‌ترسیدم پرواز می‌کردم و در قلبم غوغایی بود. آزادی چقدر قشنگ است مخصوصا وقتی کسی با علاقه و محبت آن را به تو هدیه بدهد.

2
مادر از من ضعیف‌تر به نظر می‌رسید و من در برابرش احساس قدرت می‌کردم و دلم می‌خواست زمان به عقب برمی‌گشت و من هیچ‌وقت به آن خانه پا نمی‌گذاشتم. سرم را که بلند کردم با زنی رنگ‌پریده و لاغر روبرو شدم که خیره نگاهم می‌کرد و من می‌لرزیدم، نه از ضعف خودم بلکه از دیدن چهره رنجور و تکیده او قلبم برای اولین بار برای کسی از جنس خودم لرزید.

نویسنده
افسانه نادریان
ناشر
علی
شابک
9789641930655
قطع
رقعی
سال انتشار
1389
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
پنجم
میزان فروش تا کنون
10000 جلد
نوع کاغذ
سفید /تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
860 گرم
تعداد صفحات
856 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...