فاجعهای شوم در شب عروسی، یلدا را در میان کینه و نفرت دو خانواده گرفتار میکند و او باید برای نجات عشق رو به ویرانیاش با گذشتهای تاریک و اطرافیانی خشمگین بجنگد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
yalda.PDF
یلدا دختری جوان و مهربان است که با تمام وجود به همسرش محمد عشق میورزد، اما سرنوشت برای این زوج جوان خواب دیگری دیده است. درست در شب عروسی، فاجعهای شوم و غیرمنتظره رخ میدهد که تمام آرزوهای یلدا را در تاریکی فرو میبرد. اتفاقی تلخ که پای خانواده یلدا، به ویژه برادرش شاهرخ و داییاش را به میان میکشد و باعث میشود دو خانواده به دشمنانی خونی برای یکدیگر تبدیل شوند. اکنون یلدا با لباس عروس و قلبی شکسته، در میان آتشی از خشم و کینه گرفتار شده است. محمد که روزی عاشقانه او را دوست داشت، حالا تحت فشار خانواده و خواهرش محیا، فاصلهای سرد با یلدا گرفته است. با این حال، محمد برای حفظ آبروی یلدا و جلوگیری از دخالتهای دایی او، تصمیم میگیرد یلدا را به خانه مشترکشان ببرد. یلدا پا به خانهای میگذارد که قرار بود آشیانه عشقشان باشد، اما اکنون به سردترین نقطه جهان برای او تبدیل شده است. او در این خانه با تحقیرها و فریادهای محیا که روزی بهترین دوستش بود، دست و پنجه نرم میکند و در تلاش است تا شعلههای رو به خاموشی زندگی مشترکش را نجات دهد. آیا عشق عمیق یلدا میتواند بر کینه و نفرتی که ریشه در یک اشتباه بزرگ دارد غلبه کند؟ این داستان روایتی پرکشش از تقابل عشق و نفرت، و وفاداری در سختترین شرایط زندگی است.
1
آهسته در را هول دادم و چمدان را پشتم کشیدم. خانه امیدم بود! خانه تازه عروس سیاه بخت. پرده ها کشیده و همه جا تاریک و ساکت. در را بستم و همان جا ماندم. بوی تازگی خانه و وسایلش با دل مرده صاحبانش جور نبود.
2
با دیدن در نیمه باز واحد حالی را تا مرز سکته تجربه کردم. نمی دانم چطور بگویم. نمی دانم این حس را چطور بیان کنم. اینکه انتظار می کشد ترسناک است! انتظارش بوی عشق که نمی دهد بوی دوستی که نیست، رنگ و جنس این انتظار سیاه مطلق است. رنگ تنهایی من و رنگ حس او.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید