زنی جوان با گذشتهای تاریک، در تلاش برای حفظ زندگی مشترک دوستان صمیمیاش که ناجیان او بودهاند، باید با پیامدهای بازگشت همسر سابق و کابوسهای شوم گذشتهی خود روبهرو شود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
kalanj150.PDF
نوگل پس از سالها زندگی در سایه شوم پدری معتاد و تجربهی یک ازدواج نافرجام، حالا به دنبال یافتن آرامش در کنار مادرش است. او که به لطف حمایتهای دوستان نزدیکش، سامان و فرشته، توانسته در یک آموزشگاه موسیقی مشغول به کار شود، خود را تا ابد مدیون آنها میداند. اما این آرامش نسبی با پیامهای آزاردهنده همسر سابقش و بازگشت کابوسهای شبانه در حال فروپاشی است. از سوی دیگر، زندگی مشترک و پرالتهاب سامان و فرشته به مویی بند است و نوگل با تمام توان تلاش میکند تا مانع از همپاشیدگی زندگی ناجیانش شود. در میان این کشمکشهای طاقتفرسا، نوگل برای رهایی از گذشتهای که رهایش نمیکند، پا به اتاق مشاوری میگذارد که شاید مسیر زندگیاش را تغییر دهد. آیا او میتواند بر گذشتهی سیاهی که همچون خوره به جانش افتاده غلبه کند، یا در گرداب مشکلات دوستانش و سایهی سنگین گذشته غرق خواهد شد؟ این داستان روایتی است پرکشش از تقلا برای بقا، وفاداری و تلاش برای التیام زخمهای عمیق روحی.
کلمات در ذهنم معلق مانده بودند. چیدن آنها کنار هم برای آنکه از راننده بخواهم تندتر براند از توانم خارج بود. لبهایم نیمه باز و بسته شد. کلمات به سخرهام گرفته بودند انگار که بازیگوشتر شده بودند؛ چرخیدند، جابهجا شدند، رقصیدند و من همچنان به دنبال چیدنشان...
هیچکداممان هرگز تصور نمیکردیم که روزی در قالب یک استاد در یکی از بهترین آموزشگاههای تهران موسیقی تدریس کنیم. تمام این شأن و منزلت را هم مدیون سامان بودیم و بس. شاید تمام دنیایی که من و مادر برای خودمان تصور میکردیم؛ همان بزمهای اجباری و تحمیلی بود که مادر بنوازد، من بخوانم و برقصم...
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید