تا تلاقی خطوط موازی

از {{model.count}}
750,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

راز تاریک و دفن‌شده‌ی دختری جوان، درست زمانی که یک سرگرد تیزهوش پلیس آگاهی برای ازدواج قدم به زندگی‌اش می‌گذارد، در آستانه‌ی برملا شدن قرار می‌گیرد و او را در دو راهی ویرانگر عشق و ترس از رسوایی رها می‌کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

talaghi.PDF

بهار، دختر بیست و چهار ساله و آرایشگر جوانی است که در زیر ظاهر آرام و محجوب خود، راز تاریک و عذاب‌آوری از گذشته را پنهان کرده است. هفت سال پیش، او و دو دوست قدیمی‌اش درگیر ماجرایی شوم شدند که سایه سنگین عذاب وجدان آن هنوز بر سر بهار سنگینی می‌کند و او را از داشتن یک زندگی عادی و آرام بازداشته است. در حالی که بهار با دوری گزیدن از اجتماع و پناه بردن به کار، سعی در فراموشی یا حداقل پنهان کردن این گذشته تلخ دارد، سرنوشت بازی جدیدی برای او رقم می‌زند. با اصرار خانواده و از روی اجبار، پای خواستگاری به خانه آن‌ها باز می‌شود که دقیقاً نقطه مقابل تمام پنهان‌کاری‌های بهار است؛ یک سرگرد پلیس آگاهی تیزهوش و دقیق به نام امیر احسان. ورود این افسر قانون‌مدار به زندگی بهار، کابوس‌های قدیمی او را بیدار می‌کند و ترس از برملا شدن راز سر به مهرش، تمام وجود او را فرا می‌گیرد. آیا تقاطع سرنوشت یک دختر با گذشته‌ای خطاکار و یک پلیس پایبند به قانون، همان نقطه تلاقی خطوط موازی است؟ این رمان روایتی است از تقابلی نفس‌گیر میان عشق، وجدان و ترس از رسوایی که مخاطب را در تعلیقی مدام برای کشف حقیقت نگه می‌دارد.

1
از بچگی یاد گرفتیم؛ دو خط موازی هیچگاه بهم نمی رسند. تا ابد هم امتدادشان دهیم؛ رسیدنشان محال است. داستان من داستان تضادهاست. داستان تقابل عشق و نفرت سفید و سیاه داستان من تقابل عشق و وجدان است. داستان دو خط موازی اگر بخواهند به هم برسند؛ باید خطا کنند. این قانون هندسه است. یکی باید از مسیرش منحرف شود یکی باید به قیمت عشق بشکند.
2
وضعیتی داشتم که هرگز به فکر ازدواج نبودم. همین که حرفش می شد گذشته روی سرم آوار بود چطور میتوانستم به همین راحتی همه چیز را از یاد ببرم و زندگی تازه ای شروع کنم؟ چطور می توانستم مادر و همسر خوبی باشم وقتی که زندگی خودم روی هوا بود؟ چطور می توانستم برای دیگری زندگی بسازم؟ خودم را لایق زن بودن برای یک زندگی نمی دانستم.

نویسنده
زکیه اکبری
ناشر
علی
شابک
9789641932277
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
1000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
460 گرم
تعداد صفحات
460 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...