شیده، دختری گریزان از آزارهای ناپدری، پس از گرفتار شدن در یک باند مخوف و خودکشی نافرجام، توسط رانندهای در دل شب نجات مییابد اما سایه گذشته همچنان در تعقیب اوست.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
shab1.PDF
رمان شب ماه، داستان دختری بیپناه به نام شیده است که برای فرار از آزارهای ناپدری بیرحم خود، خانه را ترک میکند تا رهایی را در خیابانهای شهر جستجو کند. اما دست تقدیر، او را به تاریکترین کوچههای سرنوشت میکشاند؛ جایی که باندی مخوف، تباهی را برایش رقم میزنند. شیده که تمام درهای امید را به روی خود بسته میبیند، در تصمیمی شجاعانه، مرگ را بر خفت ترجیح میدهد و با بلعیدن قرص، به پیشواز تاریکی میرود. سوداگران با تصور مرگ شیده، پیکر نیمهجان او را در جادهای خاکی رها میکنند تا طعمه سیاهی شب شود. درست در لحظهای که ضربان زندگی او به شماره افتاده است، حضور تصادفی جوانی زحمتکش به نام مجید، مسیر سرنوشت او را تغییر میدهد. مجید که با وانت فرسودهاش دل شب را میشکافد، پیکر او را مییابد و این سرآغاز تقابلی نفسگیر میان گذشتهای تاریک و آیندهای مبهم است. آیا شیده میتواند از سایه شوم گذشته بگریزد؟
2
با انگشتانی لرزان کلید را در قفل انداخت و چرخاند. در که باز شد کفش هایش را به زحمت از پا کند و آرام و بی صدا وارد آپارتمان کوچک شد. به خاطر دردی که لحظه به لحظه بیشتر شده بود دیگر طاقت از دست داده و همان طور با قامتی تا شده به سمت اتاق کوچکش رفت. کیفش را روی زمین انداخت و ناله کنان روی تخت مچاله شد. لحظه ای درد جسمش و صحنه های دیشب ذهنش را رها نکرده بود. هنوز هم آن بوی بد عرق زیر مشامش می زد و هر بار با یادآوری اش بی اختیار عقش میگرفت.
2
کیف را با هراس از روی رخت آویز برداشت و زیپش را باز کرد. بسته قرص را که پیدا کرد تند و تند شروع به خالی کردن خشاب آن کرد و چند دانه اول را هول و دستپاچه داخل دهانش ریخت. میمرد بهتر از آن بود که دوباره به خاطر بدبختی هایش پا به آن جور جاها بگذارد. طعم تلخ قرص دهانش را همچون زهرمار تلخ کرد. اصلا چرا زودتر به این فکر نیفتاده بود. دوباره چند قرص دیگر را بیرون کشید و با سرعت بیشتری در دهانش ریخت. اشکهایش بی مهابا سرازیر شدند و تلخی دارو در جانش نشست.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید