پیچ های خشکیده امین الدوله

از {{model.count}}
500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

در بحبوحه قحطی مرگبار، مادری درمانده برای نجات خانواده‌اش تن به فروش نوزاد متولد نشده‌اش به عمارت یک خان ثروتمند می‌دهد، اما برملا شدن این راز شوم توسط عشق قدیمی و انتقام‌جوی او، سرنوشت پرمخاطره‌ای را برای همه رقم می‌زند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

pichha50.PDF

در روزگار سیاه قحطی و بیماری در عهد ناصری، زمانی که فقر و گرسنگی بر سرتاسر شهر سایه افکنده و انسان‌ها برای بقا به جان یکدیگر افتاده‌اند، سرنوشت دو خانواده از دو طبقه کاملا متفاوت به هم گره می‌خورد. معصومه، زنی رنج‌کشیده که روزگاری با پشت پا زدن به ثروت پدر به دنبال عشق جوانی‌اش فرخ رفت، اکنون در منجلاب فقر گرفتار شده و برای نجات سایر فرزندانش از چنگال مرگ، در برابر تصمیمی هولناک قرار می‌گیرد؛ فروش طفل به دنیا نیامده‌اش. در سوی دیگر شهر و در عمارتی باشکوه، توران، همسر جوان و جاه‌طلب جعفرخان متمول، با همراهی هووی مهربانش ماه‌منیر، نقشه‌ای زیرکانه برای تصاحب این کودک می‌کشند تا داغ بی‌فرزندی را از پیشانی شوهرشان پاک کنند. اختر، دلاله طماع شهر، واسطه این معامله شوم می‌شود تا سود کلانی به جیب بزند. اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ حیدر، لوطی و باج‌گیر محله که هنوز آتش عشق قدیمی و ناکام معصومه را در سینه دارد، به طور اتفاقی از این راز پرده برمی‌دارد. رویارویی عشق، جنون، فقر و ثروت در روزگاری که انسانیت در پیشگاه گرسنگی سر تعظیم فرود آورده است، مسیر زندگی این نوزاد و تمام این آدم‌ها را در هاله‌ای از ابهام و کشمکش فرو می‌برد.

تکه اول:

«زمستانی که بارندگی نداشت به دنبال خود تابستانی آورده بود خشک و بی‌آب. قیمت نان که در اوایل سال به یک من شش هفت شاهی می‌رسید به مرور ترقی کرد و در زمستان سال بعد به چیزی حدود شانزده برابر قیمت عادی رسید و این یعنی آغاز فقر و فلاکت. از آن طرف در زمستان همان سال آن‌چنان برف و باران بی‌سابقه‌ای باریدن گرفت که مایه تلف نفوس گردید و صدمه‌ای ده‌ها برابر بیش از قبل به مردم ضعیف و ندار جامعه زد. مردم از فقر و نداری به اشراری وحشی تبدیل شده بودند که در کوچه و خیابان و برزن به یکدیگر رحم نمی‌کردند.»

تکه دوم:

«نگاهش را از پیچ کوچه گذراند و دوباره به عقب برگشت و پشت دیوار جای گرفت. درست مثل همان دوران با یادآوری نام و یاد او قلبش به تپش افتاد. کاش می‌شد این دل زبان‌نفهم را از حصار سینه‌اش بیرون می‌کشید و خود را از این درد جانسوز راحت می‌کرد. دلی که رفت، دیگر جایی برای بازگشت نداشت. ابروهای کمانی و بلند دخترک آن‌چنان تیری به سمت او رها کرد که تا دقایقی شیفته و واله به او می‌نگریست. جوانک مسخ آن لبی بود که از فرسنگ‌ها فاصله هم می‌شد شیرینی‌اش را حس کرد.»

نویسنده
شهلا خودی زاده
ناشر
علی
شابک
9789641935148
قطع
رقعی
سال انتشار
1402
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
550 گرم
تعداد صفحات
540 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...