عطر خیال

از {{model.count}}
1,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

ترانه، دختری که سال‌ها عشق پنهان مردی خودساخته به نام بامداد را در دل پرورانده، با پیشنهاد ازدواج پرشرط او و مخالفت‌های شدید خانواده‌اش بر سر دوراهی دشواری میان منطق و احساس قرار می‌گیرد.

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید


عیار سنج عطرخیال.pdf

ترانه  پس از سال‌ها به شهر ساحلی و پرخاطره‌اش بازمی‌گردد تا با کابوس‌ها و  آرزوهای گذشته‌اش روبرو شود. او در دوران نوجوانی و جوانی عاشق بامداد بود،  مردی باصلابت، خودساخته و وکیل که بار سنگین مسئولیت خانواده‌اش را به  تنهایی بر دوش می‌کشید. در روزگاری که ترانه و دوستان صمیمی‌اش، مستانه و  آلا، در تب و تاب روزهای بی‌دغدغه جوانی بودند، پیشنهاد غیرمنتظره بامداد  برای ازدواج، دنیای ترانه را غرق در شادی و حیرت کرد. بامداد با صراحت شرط  همراهی همیشگی با خانواده‌اش و مراقبت از مادرش را مطرح می‌کند و ترانه قدم  در مسیری پر از تردید می‌گذارد. این عشق با موانع و تفاوت‌های بسیاری  روبرو است، به ویژه مخالفت‌های سرسختانه و پیش‌داوری‌های مادر ترانه که  بامداد را تنها از دریچه گذشته خانواده‌اش می‌بیند. با وجود حمایت‌های  خاموش پدر ترانه، مسیر رسیدن این دو به یکدیگر به شدت ناهموار می‌گردد.  اکنون ترانه در حالی به خانه بازگشته که تغییرات عمیقی در درونش رخ داده و  دیگر آن دخترک آرام و مطیع گذشته نیست. تقابل احساسات سرکش درونی ترانه،  مخالفت‌های خانوادگی و غرور، او را در دوراهی انتخاب میان عشق دیرینه و  منطق قرار می‌دهد. آیا ترانه می‌تواند بر سایه سنگین گذشته غلبه کند و به  رویای همیشگی‌اش دست یابد، یا تسلیم سرنوشتی دیگر خواهد شد؟

1


ورودم به خیابان جمهوری و دیدن پل آهنی روی رود و عطر بهار نارنجهایی که درختان حاشیه خیابان را به طرز با شکوهی چشمنواز کرده بود مثل یک ماشین زمان من را به خاطره ی روزهایی برد که تنها دغدغه زندگی ام رویای داشتنش بود. پل همان قدر برایم پر خاطره بود که پر از کابوس نقطه ی انفصال همه رویاهای دخترانه ام درست مثل پاره شدن رشته تسبیح هر دانه از دلخوشیهایم را هزار بار از من دور کرده بود.

2


من دیگر همان ترانه آشنای این شهر نبودم ترانه ای که قبل از رفتنش تنها یک ملودی ملایم و عاشقانه با پس زمینه ویلون بود چیزی شبیه حرکت آرام موجهای دریا در روزهای اردیبهشت. تغییر کرده بودم و بیشتر به یک موزیک تند و بی وقفه راک با گیتار برقی شباهت داشتم.

نویسنده
لیلا نوروزی
ناشر
علی
شابک
9789641935308
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
1500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شوشمیز)
وزن تقریبی
830 گرم
تعداد صفحات
830 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...