سرشاخه های درخت لیمو

از {{model.count}}
1,300,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زنی جوان که ده‌سال از بهترین سال‌های عمرش را در پیله‌ای از انزوا وقف پرستاری از مادرش کرده، با ورود غیرمنتظره هم‌کلاسی قدیمی‌اش به عنوان وکیل انحصار وراثت، باید میان ماندن در ویرانه‌های خاطرات خانه پدری یا شروع یک زندگی دوباره و جسورانه انتخاب کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

11.pdf

نورا پس از ده سال پرستاری تمام‌وقت و فداکارانه از مادر بیمارش، اکنون با مرگ او در خانه‌ای قدیمی و پر از خاطره تنها مانده است. او که روزگاری دانشجویی درخشان در رشته حقوق بود، تمام آینده، تحصیل و جوانی‌اش را پای این تعهد گذاشت و حالا در خلأیی عظیم دست و پا می‌زند. برادرانش، امیرحسین و امیرعلی، تصمیم دارند تنها پناهگاه او یعنی خانه پدری را تخریب کنند و به برجی مدرن تبدیل نمایند تا سهم‌الارث خود را به دست آورند. این خانه برای نورا معنای تمام زندگی و خاطراتش را دارد و ویرانی آن به معنای نابودی هویت و گذشته اوست. در گیرودار این بحران خانوادگی و تلاش نورا برای حفظ این پیوندها، ورود یک وکیل موفق برای رسیدگی به پرونده‌های انحصار وراثت و یک زمین موروثی پردردسر، همه‌چیز را دستخوش تغییر می‌کند. این وکیل کسی نیست جز الوند میرزایی، هم‌کلاسی قدیمی نورا که او را از روزهای اوج جوانی و درخشش در دانشگاه به یاد دارد. الوند که از انزوا و سکون ده‌ساله نورا عمیقا شگفت‌زده شده، تلاش می‌کند تا نورای پرانرژی و جاه‌طلب گذشته را دوباره بیدار کند و او را به جریان اصلی زندگی بازگرداند. رویارویی نورا با گذشته‌ای که رهایش کرده و آینده‌ای نامعلوم، او را بر سر دوراهی سختی قرار می‌دهد. آیا نورا می‌تواند از پیله تنهایی ده‌ساله‌اش خارج شود و با تکیه بر توانایی‌های فراموش‌شده‌اش زندگی جدیدی بسازد، یا زیر آوار خاطرات و تصمیمات برادرانش دفن خواهد شد؟

نور خورشید از میان ابرهای خاکستری و حجیم تا کنار پله ها می تابید هوا بوی باران و نم خاک و سرما می داد. برگها روی حوض بدون ماهی با دیواره های لجن بسته حرکتی آرام داشتند. با مامان آهو نیمی از روزمان را در حیاط میگذراندیم فصل بهار درگیر کاشت و برداشت سبزیهای خانگی بودیم نعنا ریحان پونه و گاهی تربچه تابستانها به قربان صدقه رفتنهای بی کلام مامان بر سر درخت لیمو میگذشت و چیدن میوه هایی با پوست زرد و درشت ترش و آبدار.



کاور ویولن سل را از زیر تخت بیرون کشیدم انگشتانم نه تمام وجودم از شدت نیاز به ساز زدن به طرز خوشایندی دردناک بود زیپ دور کاور را به آرامی باز کردم و لبخند کم رنگی روی لبهایم شکل گرفت. یک دقیقه بعد با چشمان بسته آرشه را روی سیم ها به حرکت درآوردم. آرامش به نرمی در هستی ام جریان پیدا می کرد.

نویسنده
مهسا نجف زاده
ناشر
علی
شابک
9789641934974
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
800 گرم
تعداد صفحات
784 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...