کنعان

از {{model.count}}
1,500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختر طراحی برای نجات یک کارخانه کاشی‌سازی در آستانه ورشکستگی، با مدیری بی‌تجربه و همکاری جذاب هم‌مسیر می‌شود؛ اما آیا جسارت او برای سرپا نگه داشتن این ویرانه کافی است؟


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

kanan50.PDF

نهال یعقوبی، دختری پرانرژی و طراح گرافیک است که پس از جستجوهای فراوان برای یافتن شغل، در یک کارخانه کاشی و سرامیک فرسوده به نام کنعان استخدام می‌شود. او که با ناپدری ناشنوا و مهربانش، بابا قاسم، زندگی آرام و عاشقانه‌ای دارد، تمام امیدش را به این فرصت کاری تازه گره زده است تا بتواند آینده بهتری برای هر دویشان بسازد. اما کنعان با تصورات بلندپروازانه نهال تفاوت بسیاری دارد؛ کارخانه‌ای پر از خاک و سیمان، دستگاه‌های قدیمی، کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند و مدیری جوان و بی‌تجربه که در غیاب پدر بیمارش، هدایت این مجموعه بحران‌زده را به دست گرفته است. نهال در این مسیر پرفرازونشیب تنها نیست و باید در کنار فرهام زند، طراح ارشد و کارکشته کارخانه، برای نجات کنعان از سقوط قطعی راهی پیدا کند. رقابت پنهان، چالش‌های طراحی با امکانات بسیار محدود و تلاش بی‌وقفه برای جلب رضایت مشتریان جدید، نهال را در مسیر حرفه‌ای و شخصی کاملاً تازه‌ای قرار می‌دهد. در حالی که سایه یک ورشکستگی سنگین و رازهای سربه‌مهر شرکای پیشین بر سر کنعان سنگینی می‌کند، نهال باید با جسارت و استعداد ذاتی خود ثابت کند که می‌تواند بخشی از تیم نجات‌دهنده این مجموعه باشد. آیا تقابل این دختر جسور با مدیران کارخانه و همکار جذابش می‌تواند کنعان را از ویرانی کامل نجات دهد یا نهال نیز در گرداب مشکلات بی‌پایان این محیط کاری غرق خواهد شد؟

1
این روزها فکر می‌کنم خیلی از آدم‌هایی که وارد زندگی‌ام شده‌اند، به خاطر همین انتخاب‌های اشتباه است. در نگاه اول بهترین انتخاب ممکن هستند و صفر تا صدشان را می‌پسندی ولی وقتی به دستشان می‌آوری، حقیقت آشکار می‌شود. حقیقتی که قبول کردنش سخت است. انتخاب اشتباه. سعی می‌کنی با همه چیز کنار بیایی ولی چه کسی از دلت باخبر است؟ یک روز می‌رسد که حقیقت را قبول می‌کنی و همه چیز تمام می‌شود. نه این که آن‌ها بد باشند نه این که مشکل از آن‌ها باشد نه، فقط برای هم ساخته نشده‌ایم، فقط به هم نمی‌آییم.

2
عطر برنجی که بابا قاسم برایم پخته بود کل حیاط را پر کرده بود. زیر سقف نه‌چندان بلند حیاط ایستادم و زیر باران دست‌هایم را برای بابا قاسمم که پشت پنجره منتظرم بود باز کردم. تمام وجودم گرم بود و این باران بیشتر به شوقم می‌آورد.

نویسنده
دریا دلنواز(دربندی)
ناشر
علی
شابک
9789641934936
قطع
رقعی
سال انتشار
1400
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
1000 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
950 گرم
تعداد صفحات
942 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...