لجبازی خطرناک یک بازرس بیمه سرکش با مدیرعامل مغرور یک کارخانه، مدارکی مستند از رفتارهای غیرحرفهای او به جا میگذارد و تنها منبع درآمد خانوادهاش را در لبه پرتگاه نابودی قرار میدهد.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
oghabb~1.PDF
دلوین، دختر جوان و جسوری است که بار سنگین مسئولیتهای مالی خانواده و برادر بیملاحظهاش را به تنهایی به دوش میکشد. او به عنوان بازرس بیمه در شرکت داییاش مشغول به کار است، اما روحیه سرکش و شیطنتهایش همواره برای او چالشآفرین است. در یکی از روزهای کاری، دلوین برای بررسی وضعیت بیمه کارگران به یک کارخانه عظیم لاستیکسازی اعزام میشود. او در همان بدو ورود، با مدیرعامل مغرور و جدی کارخانه، روزبهانی که به «عقاب» شهرت دارد، بر سر جای پارک ماشین درگیر یک لجبازی عجیب میشود. این کشمکش بچگانه به اتفاقاتی پیشبینینشده گره میخورد و دلوین با ایستادن روی کاپوت ماشین او و سپس لیز خوردن، ناخواسته آتویی بزرگ به دست این مرد مرموز میدهد. در حالی که دلوین سعی دارد با موشکافی دقیق در پروندههای کارخانه، ضعفهای سیستم روزبهانی را برملا کند، روزبهانی با استفاده از فیلمهای ضبطشده دوربینهای مداربسته، مدارکی مستند از رفتارهای غیرحرفهای و توهینآمیز دلوین جمعآوری میکند. با ارسال این فیلمها برای مدیریت ارشد شرکت بیمه، موقعیت شغلی دلوین که تنها راه امرار معاش خانوادهاش محسوب میشود، در آستانه نابودی و اخراج قطعی قرار میگیرد. حالا دلوین در برابر مردی قرار گرفته است که با خونسردی تمام، قصد دارد غرور این دختر سرکش را در هم بشکند و شغلش را از او بگیرد.
تکه اول:
> مثل همه ی آبهای ریخته که دیگر برنمیگردند مثل همه ی تیرهایی که از کمان رها شده اند رها شو سمت من...! عقاب بی پری شده ام که دستش کوتاه است برای رسیدن به تو.
>
تکه دوم:
> قیافه ی مسخره اش شکل عقاب است علی الخصوص آن نگاه های از بالا به پایینش خیال کرده تمام رفتارهای مرا با خونسردی زیر نظر گرفته است اما عقاب کس دیگری است. تمام عزمم را جذب میکنم تا مو را از ماست بکشم بیرون و فاتحه ی آن وام چند میلیاردی را از الان بخواند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید