زنی مدیر و زخمخورده برای رهایی از بحران ویرانگر مالی مجبور میشود رهبری پروژهای را بپذیرد که کارفرمای آن، مردی است که پیشتر تمام زندگی و احساسش را به نابودی کشانده بود.
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
raghstas50.PDF
رزانا دیار زنی مغرور، سرسخت و مدیری توانمند است که پس از یک شکست ویرانگر عاطفی و کاری در تلاش است تا دوباره روی پای خود بایستد. او که با انبوهی از بدهیهای سنگین دست و پنجه نرم میکند، در یک دوراهی نفسگیر و اجباری قرار میگیرد؛ پذیرش پروژهای بزرگ که میتواند او را از این منجلاب مالی نجات دهد، اما با یک چالش ویرانگر همراه است. کارفرمای این پروژه رامان آواکیان است، همان مردی که در گذشته تمام احساس رزانا را به یغما برده و اکنون با زنی دیگر وارد رابطه شده است. رزانا برای حفظ غرور و اثبات قدرت خود، شروطی نامتعارف و بسیار سختگیرانه برای پذیرش این همکاری تعیین میکند تا کنترل بازی را از دست رامان خارج کند. در این میان، بهامین دوست و حامی همیشگی رزانا با نگرانی نظارهگر این تقابل پرخطر است و تلاش میکند او را از سقوط دوباره نجات دهد. رویارویی دوباره رزانا و رامان در محیط کار، زخمهای کهنه را باز کرده و طوفانی از احساسات سرکوبشده، انتقام و حسرت را به راه میاندازد. آیا رزانا میتواند بدون از دست دادن دوباره قلب و هویتش از این رقص مهیب تاسهای تقدیر پیروز بیرون بیاید، یا در آتش این کینه و عشق قدیمی خاکستر خواهد شد؟
تکه اول:
زندگی گاهی پر از لبخند است و گاهی پر از اشک، زندگی پارادوکس جذابی است از همآغوشی تلخیها و شیرینیها؛ رقص تاس برایم خودِ خودِ زندگی بود.
تکه دوم:
کفشهای پاشنهدهسانتیاش را درآورد و با پای برهنه روی شنهای داغ گز کرد و پک بعدی را محکمتر زد و به مسلخ کشید تن باریک سیگار میان انگشتانش را؛ طره مویش را پشت گوشش فیکس کرد، دیگر آب از سرش گذشته بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید