عاشقم باش

از {{model.count}}
650,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری جوان که برای محافظت از راز تلخ سینه‌اش قلب خود را به روی عشق بسته است، با ورود دوباره‌ی خانواده‌ی کینه‌توز عمویش به زندگی‌شان، در گردابی از اتفاقات غیرمنتظره و اسرار خانوادگی گرفتار می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

lovemex 30.PDF

شقایق، دختری شانزده‌ساله و زیباست که پس از مرگ تلخ پدر، همراه با مادر، خواهر و برادر کوچکش در جنوب تهران زندگی می‌کند. او برخلاف خواهر بزرگترش لیلی که با مردی ثروتمند ازدواج کرده، دختری آرام، تودار و در برابر ابراز علاقه‌ی دیگران به‌شدت بی‌تفاوت است. شقایق رازی ناگفته و دردی عمیق در سینه دارد که باعث شده دروازه‌های قلبش را به روی هرگونه عشقی ببندد و در برابر نگاه‌های اطرافیان واکنشی کاملا سرد و خنثی نشان دهد. بازگشت مادر از سفر حج، بهانه‌ای می‌شود تا شقایق برای پخش کارت‌های دعوت به سراغ اقوامی برود که سال‌هاست به دلیل برهم خوردن یک نامزدی خانوادگی، کینه‌ای قدیمی به دل گرفته‌اند. این رویارویی اجباری با خانواده‌ی عمو و همراهی ناخواسته با پسرعموی پردردسرش مسعود، آرامش شکننده و روزمرگی زندگی او را دستخوش تغییر و التهاب می‌کند. در میان رفتارهای آزاردهنده‌ی آشنایان و گذشته‌ی پرالتهاب خانواده، شقایق تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا از حریم امن احساسات خود محافظت کند. سرنوشت اما بازی‌های پیچیده‌تری برای این دخترِ گریزپا از عشق در سر دارد و او را در مسیر اتفاقاتی پیش‌بینی‌نشده قرار می‌دهد. آیا دیوارهای سنگی قلب شقایق در برابر طوفان حوادث پیش‌رو دوام خواهند آورد یا راز پنهان او سرانجام در مواجهه با حقیقتی تازه برملا خواهد شد؟

1
هرگاه خود را در آینه می نگریستم فقط یک زیبایی معمولی می دیدم که هیچگاه نسبت به آن احساس غرور نمیکردم من دارای پوستی گندمگون ابروان کمانی و مشکی و چشمانی درشت بودم که به قول مادرم دوتیله عسلی در آنها می درخشید قدی بلند و اندامی متناسب داشتم درست قیافه ای بر عکس لیلی هیچکس باور نمی کرد ما با هم خواهر باشیم چون من هیچ شباهتی به او نداشتم.
2
گاهی خودم متعجب میشدم که چرا تا حالا نگذاشته ام هیچ عشقی به دلم نفوذ پیدا کنه من نجواهای عاشقانه را از گوشه و کنار می شنیدم اما همیشه خونسرد فقط نظاره گر بودم و دوست نداشتم هیچ مردی به من ابراز علاقه کند زیرا دردی در دل داشتم که ناگفتنی بود و همان باعث شده بود تا دریچه قلبم را به روی هیچ کسی نگشایم.

نویسنده
نجمه پژمان
ناشر
علی
شابک
9789641930150
قطع
رقعی
سال انتشار
1387
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
چهارم
میزان فروش تا کنون
6250 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
410 گرم
تعداد صفحات
408 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...