طلایه

از {{model.count}}
760,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری نجیب برای پنهان کردن راز تاریک و ویرانگری که آبروی خانواده اش را تهدید می کند، تن به ازدواج با فوتبالیستی مشهور و مغرور می دهد که از همان ابتدا اعلام می کند هیچ گاه او را به عنوان همسر نخواهد پذیرفت.


محصولات مرتبط

برای بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

talaie.PDF

طلایه دختری بسیار زیبا، نجیب و پرورش یافته در خانواده ای مذهبی و سرشناس است که در پی یک اشتباه و شرکت در یک میهمانی نامتعارف، ناخواسته درگیر فاجعه ای شوم و ویرانگر می شود. این حادثه ی تلخ، مسیر زندگی آرام او را به یک کابوس پر از ترس و پنهان کاری تبدیل می کند. در حالی که طلایه در گرداب افسردگی و عذاب وجدان دست و پا می زند و حتی در آزمون کنکور نیز شکست می خورد، با فشار خانواده برای ازدواج روبرو می شود. در این میان، اردوان صولتی که یک فوتبالیست بسیار مشهور، ثروتمند و مغرور است، به خواستگاری او می آید. طلایه برای فرار از این وصلت و پنهان نگه داشتن راز بزرگش، تصمیم می گیرد خود را زیر لباس های گشاد و قدیمی پنهان کند تا اردوان از او منصرف شود. اما در جلسه ی خواستگاری، اردوان با کلماتی تند و تحقیرآمیز پرده از راز مهمی برمی دارد. او اعتراف می کند که به اجبار خانواده تن به این خواستگاری داده و قصد دارد همسر آینده اش را کاملاً نادیده بگیرد. همین اعتراف بی رحمانه، برخلاف انتظار، به تنها راه نجات طلایه برای حفظ آبروی خانواده اش تبدیل می شود. او در تصمیمی عجیب و شوکه کننده، پیشنهاد ازدواج با مردی را می پذیرد که از او متنفر است، به این امید که راز تاریکش در سایه ی این ازدواج مصلحتی پنهان بماند. آیا این پیوند سرد و پر از پنهان کاری، پایان دردهای طلایه خواهد بود یا شروعی بر طوفان های مهیب تر؟

1
دختری که همیشه به اخلاقیات اهمیت می داد و برای گوهر پاک وجودش خیلی بیشتر از بقیه چیزها ارزش قایل بود حال همه چیز را ویران شده می دید، دختری که حفظ پاکدامنی اش را از هر چیزی در دنیا مقدس تر می دانست حالا همه وجودش چه جسمش و چه روحش خدشه دار شده بود و خود را در منجلابی بی پایان می دید که برای نجات هیچ جای دست و پا زدن نداشت.
2
بتی که همیشه برای خودم از نجابت و پاکدامنی ساخته بودم به یکباره در نهایت قساوت ویران شده و در یک کلام زندگی برایم به پایان رسیده بود و فقط آرزوی مرگ داشتم و نمی توانستم پیش خودم هم سر بلند کنم با این که من تقصیری نداشتم و فدای هوس زودگذری شده بودم ولی پیکان تقصیرها را به جانب خودم می گرفتم چون هرگز نباید به چنین میهمانی قدم می گذاشتم.

نویسنده
نگاه عدل پرور
ناشر
علی
شابک
9789641931133
قطع
رقعی
سال انتشار
1393
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
پانزدهم
میزان فروش تا کنون
13600 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
760 گرم
تعداد صفحات
760 گرم

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...