بازگشت طراح جوانی به نام نهال به زادگاهش و همکاری با یک تاجر پرنفوذ، او را در دوراهی تقابل با کابوسهای گذشته و جذبهای خطرناک قرار میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
divanegi.PDF
نهال عظیمی پس از سالها دوری و زندگی در کشوری بیگانه، به زادگاهش بازميگردد.
او با وجود داشتن خانوادهای حامی، همچنان کولهباری از کابوسهای شبانه را به دوش میکشد.
نهال که اکنون طراح و معماری مستقل است، برخلاف انتظار اطرافیانش اقامت در هتلی مجلل را نمیپذیرد.
او تصمیم میگیرد در خانه قدیمی، خاکگرفته و پرخاطره پدریاش ساکن شود تا ریشههایش را دوباره پیدا کند.
این بازگشت مصادف میشود با ورود او به یک پروژه کاری بسیار مهم که زمان اندکی برای تحویل آن باقی مانده است.
مدیریت این پروژه بزرگ بر عهده مردی نفوذناپذیر، سختگیر و پرجذبه به نام مسیح حکمت است.
مسیح که در دنیای تجارت غرق در روابط پیچیده و آدمهای منفعتطلب است، از سادگی نهال غافلگیر میشود.
تفاوتهای آشکار نهال با زنان پرزرقوبرق اطراف مسیح، توجه این مرد سرد و سلطهگر را به خود جلب میکند.
از سوی دیگر، نهال نیز در برابر جذبه و نگاههای کاونده و متهوار مسیح احساس ناتوانی و دلهره میکند.
تقابل دنیای آرام و بیآلایش نهال با جهان پرهیاهو و خطرناک مسیح، آنها را وارد چالشی ناخواسته میکند.
آیا نهال میتواند در میان این فشارهای کاری و نگاههای سنگین، استقلال تازه یافتهاش را حفظ کند؟
یا بازیهای بیرحم سرنوشت، او را به میان شعلههای یک تب دیوانهوار و عشقی ممنوعه میکشاند؟
1
اینجا سرآغاز آغاز زندگی جدید من بود. وارد حیاط کوچکی با باغچههای بزرگ و درختان و بوتههای گلی که درهم تنیده شده و قسمتی از آن با نور چراغ برق بالای در روشن شده بود شدم. از کنار حوض کوچک و خالی از آبی که سطح آن با برگههای خشکیده پوشیده بود گذشتم و از پلههای آجری جلوی ساختمان بالا رفتم.
2
سرم را به بدنه پنجرهای که پشت سرم به دیوار چسبیده بود دادم و چشمانم را برای لحظهای بستم. تصویرش بیاختیار نقش گرفت؛ تصویر مردی که بسیار خوشپوش بود و نگاهی سنگین و نافذ داشت. نگاهی که آنقدر کاونده بود، انگار مته داشت و قصد کرده بود رسوخ کند در فکر و ذهنی که مقابلش بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید