ناپدید شدن مرموز و ناگهانی یک پسر جوان و ثروتمند، پای دایی پخته و جذاب او را به زندگی دختر عکاسی باز میکند که ناخواسته درگیر یک بازی خطرناک شده است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
shahr b abroo end.PDF
سایه، عکاس جوانی است که در آتلیهای نوپا به همراه دوستانش با چالشهای مالی و کاری دستوپنج نرم میکند. او ناخواسته درگیر رابطهای دوماهه با پسری ثروتمند، مغرور و بیپروا به نام پویا شده است. سایه تمایلی به ادامهی این ارتباط ندارد و نگاه ابزاری و رفتارهای جسورانهی پویا، او را بهشدت آزار میدهد. با این حال، فشارهای مالی برای حفظ آتلیه و پیشنهادهای وسوسهکنندهی پویا برای حمایت مالی، سایه را در یک دوراهی فرساینده قرار داده است. پویا که قصد رها کردن سایه را ندارد، او را به دنیای پرزرقوبرق خود میکشاند. در یکی از این همراهیهای اجباری، پای سایه به گالری جواهرات مجلل مهیار، دایی پویا، باز میشود. مهیار مردی پخته، آرام و بسیار متفاوت از خواهرزادهاش است که حضورش معادلات را تغییر میدهد. داستان اما از نقطهای ملتهب در آینده آغاز میشود؛ جایی که پویا به شکلی مرموز ناپدید شده، پای پلیس به میان آمده و سایهی وحشتزده، تنها راه نجات را در تماس با مهیار میبیند. چه رازی در این ناپدید شدن نهفته است و سرنوشت سایه به کجا ختم خواهد شد؟
از دیشب بارها خواسته بود با او تماس بگیرد، اما هر بار که دستش سمت گوشی میرفت، نیرویی مانع این کار میشد و او کلافه عقب میکشید. روی پلهبرقی ایستاد و با نگاه کوتاهی به بالای پلهها تلفنش را درآورد. خوب میدانست دنبال بهانه است تا به طریقی سر حرف را با او باز کند، اما پای عمل که میرسید هرچه فکر میکرد چیزی برای گفتن در چنته نداشت. صفحهی گوشی را بدون اینکه چیزی برایش بنویسد بست و هوفکنان آن را دوباره به جیب برگرداند و قدمهایش را بلندتر برداشت.
2
باورش سخت نبود، از همان ابتدا و تقریباً با اولین گفتوگوهایی که بینشان رد و بدل شد، میدانست پویایی که به قول خودش در بند هیچ بایدی نبود، آدم او و بدقلق و ناسازگار با رفتار او نیست. چیزهایی که پویا امروز خیلی واضح و بدون هیچ لاپوشانیای گفت، او در طول این دو ماه بارها از رفتار و کردارش خوانده و هر بار ناخودآگاه بیشتر از او و ادامهی این رابطه دلزده شده بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید