دختری جسور برای نجات مادر بیمارش از زیر سایه پدری مستبد، مجبور میشود در برابر یک ازدواج اجباری بایستد و برای آزادی و حق انتخابش تا پای جان بجنگد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
bigharar.PDF
پروآ، دختری جوان و مقاوم است که در دل خانوادهای پرالتهاب و تحت سلطه پدری بهشدت متعصب و خشن، برای بقای خود و محافظت از مادر بیمار و خواهر کوچکترش، پریسا، میجنگد. در فضایی که ترس و اضطراب بر خانه سایه افکنده و قوانین خشک پدر هر روز نفس کشیدن را برای آنها سختتر میکند، پروآ به تنها سپر بلای خانواده تبدیل شده است. بحران اصلی داستان اما زمانی به اوج خود میرسد که پدر با همدستی زنی فریبکار به نام تاجالملوک، نقشهای شوم برای آینده پروآ میکشد. آنها قصد دارند پروآ را برخلاف میل باطنیاش، وارد یک ازدواج اجباری با پسری از خانوادهای متمول و سنتی کنند. پروآ که از ریاکاری و ظلم حاکم بر این تصمیم به ستوه آمده، خود را در یک دوراهی ویرانگر میبیند؛ تسلیم شدن به سرنوشتی تاریک برای حفظ تهماندهی آرامش مادرش، یا ایستادگی در برابر طوفان خشم پدر و شکستن مداری از بیقراری که سالهاست به دور زندگیشان کشیده شده است. آیا پروآ میتواند زنجیرهای این اسارت را پاره کند یا قربانی نقشههای بیرحمانه اطرافیانش خواهد شد؟
1
از وقتی به یاد داشتم وضعیت همین بود؛ سختگیری و گیر دادنهای بیدلیل برای هر چیزی و هر رابطهای. تنها او بود که تکلیف همه چیز را معین میکرد و خواستهی او، باید خواستهی همه میبود. دلم میخواست مثل تمام دخترهای همسنوسال خودم جوانی کنم، به ویترین مغازهها خیره شوم و لباسهای رنگارنگ بپوشم؛ اما در نگاه پر از تعصب او، تمام این خواستههای ساده و طبیعی، گناهی نابخشودنی محسوب میشد.
2
بیاختیار مرغ خیالم پر و بال گرفت. بدون آنکه متوجه باشم، نگاهم به قطرات ریزی گره خورد که به شیشهی بارانخوردهی پنجره برخورد میکردند و به آرامی سرازیر میشدند. سکوت سنگین اتاق و آسمانی که گویی همنوا با دل آشوبزدهی من میبارید، باعث شد تا بغضی که روزها در گلویم حبس شده بود در هم بشکند و رد اشک، آرام و بیصدا روی گونههایم بنشیند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید