یاقوت کبود

از {{model.count}}
1,500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

رویارویی تصادفی و ناگزیر یک بازیگر مشهور با مردی قدرتمند از گذشته‌های دور، هویتی پنهان را بیدار می‌کند و زندگی آرام هر دو را در آستانه فروپاشی قرار می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

yaghot.PDF

شاران رزمجو، بازیگر سرشناس و موفق سینما، در ظاهر زندگی تجملی و بی‌نقصی دارد، اما در پس این نقاب پرزرق‌وبرق، رازهای تاریکی از گذشته‌ای تلخ را به دوش می‌کشد. او که از خانواده‌ای درهم‌شکسته فاصله گرفته تا به استقلال برسد، اکنون با حصاری از انزوا و خشم، خود را از آسیب‌های احتمالی دور نگه می‌دارد. در سوی دیگر داستان، هامون صدر، مردی ثروتمند و خانواده‌دوست قرار دارد که پس از مرگ پدرش، تمام جوانی خود را فدای رونق کسب‌وکار طلافروشی و رفاه خواهر و برادرش کرده است. دنیای منظم این دو نفر زمانی در هم می‌شکند که یک پروژه فیلم‌برداری، پای شاران را به گالری جواهرات متعلق به هامون باز می‌کند. رویارویی غیرمنتظره این دو نفر، جرقه‌ای از یک آشنایی گنگ و قدیمی را در ذهن هامون روشن می‌کند و در مقابل، شاران را در وحشت افشای گذشته‌اش فرو می‌برد. تقاطع این دو دنیای متفاوت قرار است پرده از رازهایی بردارد که می‌تواند آینده امن هر دو را دستخوش طوفانی بزرگ کند.

فضای خانه برای یک نفر بیش از حد بزرگ بود شاید هم کمی بیش از حد تجملی. دیوارها پر از تابلو و تابلو فرش بود سقف بلند و وسایلی که همه یک دست سفید ست شده بودند با پرده‌های ابریشمی و پر زرق و برق همه سلیقه فوق‌العاده‌اش را نشان می‌داد اما کمی زیاده‌روی بود انگار که قصد داشت وضعیت مالی‌اش را به رخ بکشد! شاید اگر کمی با خودش صادق می‌بود اعتراف می‌کرد که گاهی این خانه او را می‌ترساند. این سکوت و آرامش را دوست داشت همیشه عاشق سکوت خانه‌اش بود تنهایی گاهی آزارش می‌داد اما شکایتی نداشت وضع زندگی‌اش را دوست داشت خودش انتخاب کرده بود خودش تلاش کرده و خودش به جایی که هست رسیده بود.



وقتی پدرش مرد با خود عهد کرد زندگی خواهر و برادرش بر خواسته خودش اولویت داشته باشد. خون دل خورده بود تا مغازه فکستنی طلافروشی پدرش را تبدیل به سه شعبه طلاسازی بزرگ بالا شهر کرده بود! چند سال از آن روزها گذشته بود. گذشت زمان را باور نمی‌کرد هر دو رفیق بچگی‌اش همسر و فرزند داشتند و زندگی‌های عالی، به تصویر خودش در آینه خیره ماند زندگی خودش هم خوب بود.

نویسنده
مهسا حسینی(مهرسا)
ناشر
آرینا
شابک
9786006893860
قطع
رقعی
سال انتشار
1388
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
چهارم
میزان فروش تا کنون
2000 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
970 گرم

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...