پریماه، فالگیری که با زخمهای گذشته و خانوادهای ازهمپاشیده میجنگد، ناگهان با رازی غیرمنتظره روبهرو میشود که مسیر زندگیاش را در هالهای از ابهام و تصمیمات سخت قرار میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانولد کنید
taleemah.PDF
پریماه دختر جوانی است که با زخمهای عمیقی از گذشتهای تاریک و پردرد دست و پنجه نرم میکند و برای بقا در دنیایی پر از بیرحمی میجنگد. او که از خانواده تنها مادری درگیر با هیولای اعتیاد برایش باقی مانده، روزگارش را با گرفتن فال قهوه و تاروت برای زنان متمول میگذراند تا خرج زندگیاش را تامین کند. در پس چهرهی بیتفاوت و سرسخت پریماه، غمی بزرگ از گم شدن خواهر کوچکش، پریا، نهفته است که او را لحظهای رها نمیکند و همیشه در جستجوی ردی از اوست. رفت و آمدهای مکرر مادرش برای اخاذی، و تلاشهای پریماه برای فرار از این منجلاب، زندگی او را در یک تنش دائمی قرار داده است. اما در میان این روزمرگیهای تلخ، تنهاییها و آشناییهای اتفاقی با آدمهای جدید، یک اتفاق غیرمنتظره و تکاندهنده تمام معادلات زندگی پریماه را به هم میریزد. رازی بزرگ و سرنوشتساز که او را در دوراهی سختی برای انتخاب قرار میدهد و قلبش را میان شادی و غمی عمیق معلق میسازد. آیا پریماه میتواند از میان خاکسترهای زندگیاش دوباره برخیزد و طالع تاریکش را تغییر دهد، یا تسلیم بازیهای بیرحمانهی تقدیر خواهد شد؟
تکه اول:
زندگی ام با این خطوط و اشکال عجین شده بود خواندن ته فنجان مردم برایم از نفس کشیدن هم راحت تر شده بود اما این کار بیشتر شبیه بازی بود. نقش و نگارها را میخواندم و در نهایت نزدیکترین تعبیری که به ذهنم می رسید را به حال روحی کسی که مقابلم نشسته بود ربط میدادم. آدمها به راحتی با حرفها فریب می خورند و من خوب می دانستم چطور فریبشان بدهم.
تکه دوم:
دوست داشتم زمان به عقب برگردد و هم سن آنها شوم با این تفاوت که این بار به آن کودکی که آرزویش را داشتم برسم و فارغ از مشکلاتی که از سن پایین گریبانگیرم شده بود، بازی کنم و واقعاً کودک باشم! احساس میکردم اینجا زندگی در جریان بود برخلاف خانه ی خودم که سکوتش گاهی آزارم میداد بودن در اینجا آرامم میکرد و به یادم می آورد زندگی ادامه دارد حتی اگر من دلخوشی ای برای ادامه دادن نداشته باشم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید