سوفی شایگان، مدیر رستوران «تشریفات»، برای نجات کسبوکار محبوبش باید بهطور همزمان با یک رقیب تازهنفس و مجلل، فشارهای مداوم پدرش برای فروش ملک و رازهای یک کارگر بیهویت و مرموز مبارزه کند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
tashri1.PDF
سوفی شایگان دختر جوانی است که پس از چندین سال تلاش بیوقفه، توانسته رستوران خود به نام «تشریفات» را به جایگاهی آبرومند برساند. او که پس از مرگ سرآشپز قدیمیاش با چالشهای فراوانی در مدیریت کادر آشپزخانه دستوپنجه نرم میکند، بهطور ناگهانی با یک بحران کاری بزرگتر روبهرو میشود. افتتاح یک سرای سنتی بسیار مجلل و پرزرقوبرق با امکانات ویژه، درست در روبهروی رستورانش، زنگ خطری جدی برای آینده شغلی او به صدا درمیآورد. در همین روزهای پرالتهاب، فشارهای خانوادگی نیز عرصه را بر سوفی تنگتر میکند. پدرش که کار او را بیارزش میشمارد، قصد دارد ملک تشریفات را برای تأمین هزینه مهاجرت عموی خانواده به فروش برساند. همزمان با این مشکلات کاری و مالی، بازگشت مهران، پسرعموی موفق و تحصیلکردهاش از خارج از کشور، سایهای از سوءتفاهمهای خانوادگی پیرامون مسئله ازدواج را بر سر زندگی او میاندازد. در میان این هیاهو و ترس از دست دادن تنها سرمایهاش، ورود مرموز مردی بینامونشان و بدون اوراق هویتی به نام «تیر یزدانی» که حاضر است با پوشیدن لباس عروسکی تبلیغاتی فقط در قبال داشتن جای خواب کار کند، گره دیگری بر کلاف پیچیده روزمرگیهای سوفی میاندازد. آیا او میتواند در برابر رقیب قدرتمند تجاری، مخالفتهای بیرحمانه پدرش و حضور پر از ابهام این کارگر ناشناس مقاومت کند و رستورانش را نجات دهد؟
1
پوست لبم رو کندم و جویدم و نگاه کردم. به روبروم به نابرابری به بی عدالتی خشمم رو خوردم و سکوت کردم. فقط پوست لبم رو کندم و جویدم و نگاه کردم فقط نگاه کردم دهنم مزه تلخ و شور خون گرفت و من مسکوت و بی صدا به روبروم خیره شدم.
2
تراکت تبلیغاتی من یه کاغذ سفید بود که روش با فونت آریال سایز هجده نوشته بودم کباب داغ نان داغ و بعد مثل احمقها کل منوی رستورانم رو با قیمت توش جا داده بودم. اون وقت سرای سنتی با مداد با فونت نستعلیق کل هنرشو توی کاغذ گلاسه مرغوب قرمز با زرد قناری رنگی نوشته بود. انتهای کاغذ رو نگاه کردم با مدیریت با مداد فرهمند و موسیقی زنده و پارکینگ طبقاتی که خار شد توی چشمم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید