تاروت(دوجلدی)

از {{model.count}}
2,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

یک مهندس جوان و سرخورده برای رهایی از بن‌بست‌های زندگی، تیمی از دوستان قدیمی خود را جمع می‌کند تا با هک کردن سیستم استخدامی یک غول ساختمانی، وارد یک بازی خطرناک و ثروت‌اندوزی بزرگ شوند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

tarot50.PDF

رازک مهرنیا، دختری جوان و فارغ‌التحصیل مهندسی عمران از دانشگاه صنعتی شریف است که پس از ناکامی‌های پیاپی در یافتن شغل مناسب، برای گذران زندگی ناچار به گرفتن فال تاروت در کافه‌ها شده است. او که مادرش را از دست داده و پدر بیمارش در آسایشگاه سالمندان روزگار می‌گذراند، در زیر بار مشکلات مالی و روحی به نقطه جوش می‌رسد و تصمیم می‌گیرد دیگر قربانی شرایط نباشد. رازک بازی خطرناکی را آغاز می‌کند تا حق خود را از دنیایی که او را نادیده گرفته است، به زور پس بگیرد. او با حمایت مالی شخصی به نام امین، دوستان قدیمی دوران دانشجویی خود از جمله یک هکر باهوش و اخراجی به نام هوشیار و زوجی بی‌پناه به نام مرمر و کیوان را دور هم جمع می‌کند. هدف جسورانه آن‌ها نفوذ غیرقانونی به سیستم استخدامی یک شرکت بزرگ و قدرتمند ساختمانی به نام شارونا است که پروژه‌ای هشتصد میلیاردی را در دست احداث دارد. رازک قصد دارد با دستکاری نتایج و هک سیستم، خود و دوستانش را در این شرکت وارد کند. اما این ورود بی‌باکانه به دنیای ثروت و قدرت، تنها آغاز یک مسیر پرالتهاب است. رازک در این مسیر پرخطر در برابر آزمون‌های سخت، انتخاب‌های اخلاقی پیچیده و تقابل با سایه‌های گذشته قرار می‌گیرد. آیا رازک می‌تواند در این قمار بزرگ و انتقام‌جویانه پیروز شود یا کارت‌های تاروت سرنوشت شومی را برای او رقم زده‌اند؟

1
روزنامه‌ی توی دستم رو لوله کردم، لوله کردم و باز هم لوله کردم. توی مغزم هم آدم‌هایی رو که باهاشون سر و کار داشتم لوله می‌کردم. از متصدی آبدارخونه که احساس می‌کرد دکترای فیزیک داره و نسبت به درخواست من برای آوردن لیوان‌های یک‌بارمصرف واکنشی نشون نمی‌داد گرفته، تا منشی‌ای که مژه‌های مصنوعیش کفرم رو بالا آورده بود و کنار‌دستیم که مدام زانوش رو به چپ و راست تکون می‌داد. من همه رو لوله می‌کردم، منتها تو خیالم. حتی استعداد این رو هم داشتم که به منشی و معاون و حتی ریاست جمهوری توهین کنم، البته باز هم توی ذهنم!
2
تاریکی کوچه توی ذوقم می‌زد. دلم می‌خواست حداقل یه چراغی روشن بود، یه پنجره‌ای باز بود و شمعدونی و حسن‌یوسف‌هاش رو زیر نور ماه رصد می‌کردم. شیشه‌های رنوی سیاه تا آخر بالا بود و حاضر بودم قسم بخورم هیچ درزی باز نیست، اما سوز بدی سر زانوهام رو می‌سوزوند. دوباره چشم به آسمون دوختم. ماه رو می‌دیدم اما خبری از ستاره‌ها نبود. لای غبار و آلودگی شهر دفن شده بودن، شایدم اسیر. هر چند مهم نبود، من تو این هفت‌آسمون خیلی‌وقت بود ستاره‌ای نداشتم.

نویسنده
سروناز روحی(خورشید)
ناشر
علی
شابک
شابک جلد اول 9786006893730
شابک جاد دوم 9786006893730
شابک دوره 9786006893730
قطع
رقعی
سال انتشار
1400
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
1300 گرم
تعداد صفحات
1300 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...