روایتگر زندگی روزمره، رفاقت صمیمانه و چالشهای عاطفی و شغلی دامون—پزشک و پژوهشگر پرکار—است که در میان فشارهای کاری سنگین، سعی دارد با حواشی روابط گذشتهاش دستوپنجه نرم کند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
rooz50.pdf
رمان «روز را بلندتر میخواهم» به بررسی لایههای پنهان زندگی دامون، آسیبشناسی روابط مدرن و فشارهای روزمره ناشی از اشتغال همزمان در بیمارستان و آزمایشگاه میپردازد. داستان از طریق گفتگوهای طنزآمیز و در عین حال پردرد میان دامون، همخانهاش سیاوش، و عمهاش، حس انزوا و فرار از خاطرات گذشته را تصویر میکشد. در این میان، ورود ناگهانی گلاره و پایان دادن به رابطهای سهساله، نقطهعطف احساسی اثر را رقم زده و تعارضات درونشخصیتی نقش اول را برملا میسازد. نویسنده با به کارگیری ریتمی پویا و قلمی شیوا، کشمکشهای میان شغل پرمسئولیت، صمیمیتهای خانوادگی و گسستهای عاطفی را به زیبایی نمایش داده است. این اثر داستانی گزینهای جذاب برای مخاطبان علاقهمند به ادبیات داستانی معاصر، درامهای خانوادگی-عاطفی و رمانهای شخصیتمحور به شمار میرود.
* برش اول (مفهوم روز و شب / مقدمه کتاب):
> «برای من، برای منی که از تاریکی میآیم، شب حکم جهنم را دارد. برای منی که با کولهباری از خستگی بر دوش از شبی پرحادثه میآیم، روز بهترین نعمت است. کاش تمام شبهای این عمر گذرا را به روزی میبخشیدم، به یک روز بیشب...»
>
* برش دوم (مواجهه عاطفی و تلخ پایانی):
> «سه سال تمام با این همه مشغلهت کنار اومدم و گفتم عیب نداره راحت باش؛ حالا من باید بگم چهمه؟! — خوشحالم اینا رو میشنوم، لااقل میفهمم تصمیمی که گرفتم خیلی هم برای تو بد نبوده؛ میتونی بری پی یه زندگی ایدئال با یه آدم ایدئال.»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید