مثل دریا، مثل موج

از {{model.count}}
1,500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

یک افسر پلیس مخفی برای نابودی یک باند سرقت خطرناک به درون آن‌ها نفوذ می‌کند، اما رویارویی با دختر معصومی که عضو این باند است، او را در دوراهی ویرانگر وظیفه و عشق قرار می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

mesldrya.PDF

ارژنگ افسری پرکار، شجاع و وظیفه‌شناس است که برای نابودی یک باند سرقت خطرناک و معروف به نام یوزپلنگ، مأموریتی به شدت محرمانه و پرخطر را می‌پذیرد. او موظف است با استفاده از هویت جعلی یک جنایتکار سابقه‌دار به نام فرید پنجه‌کش، به عنوان عامل نفوذی وارد این گروه مخوف شود. افسر جوان با زیرکی و پس از طراحی یک سرقت ساختگی، موفق می‌شود اعتماد اولیه اعضای باند را جلب کرده و به مخفیگاه جنگلی و به شدت محافظت‌شده‌ی آن‌ها راه یابد. اما در میان این دزدان خشن و بی‌رحم، با دختری ظریف و زیبا به نام نوشین روبه‌رو می‌شود که چهره‌ای معصومانه دارد و هیچ شباهتی به یک خلافکار حرفه‌ای در او دیده نمی‌شود. حضور این دختر چشم‌آبی که در پس ظاهر سرسختش قلبی ساده دارد و از دزدی بیزار است، تمرکز ارژنگ را بر هم می‌ریزد. افسر جوان حالا در یک دوراهی نفس‌گیر میان انجام مأموریت خطیر خود برای دستگیری اعضای باند و احساسات پیش‌بینی‌نشده‌ای که آرام‌آرام در قلبش ریشه دوانده، گرفتار شده است. آیا ارژنگ می‌تواند بر وسوسه‌های دل غلبه کند و وظیفه‌اش را به سرانجام برساند، یا این عشق غیرمنتظره سرنوشت مأموریت و زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد؟

1
صورت نوشین با آن زیبایی معصومانه و کم‌نظیر مدام مقابل چشمانش بود و دلش برای او می‌تپید. هرگز فکر نمی‌کرد روزی برسد که او عاشقانه دختری را دوست داشته باشد و بداند که آن دختر هم از ته دل عاشق اوست اما مجبور باشد این عشق را در قلبش سرکوب کرده و خودش را مجبور کند که این احساس زیبا را نادیده بگیرد و با آن بجنگد. چنین عشق دو طرفه و ماندگاری سال‌ها آرزوی او بود. همیشه دلش می‌خواست این احساس شیرین و دلچسب را تجربه کند و بتواند به اتکای آن خانواده‌ای تشکیل بدهد و تا آخر عمر در کنار محبوبش زندگی کند.
2
صورتش به قدری بچه و معصوم بود که ارژنگ تعجب کرد به نظر می‌رسید یک نوجوان باشد. یک جفت چشم آبی درشت و خوش حالت که با مژه‌های سیاه بلند و برگشته‌ای احاطه شده بودند از میان صورت گرد و سفیدش که به یک چانه‌ی ظریف منتهی می‌شد و با موهای کوتاه صاف مشکی قاب گرفته شده بود، با خشم به او نگاه می‌کردند. رنگ چشم‌ها پوست صورت و موهای دختر آن قدر در تناقض بودند که چهره‌اش مثل یک نقاشی مداد رنگی به نظر می‌رسید.

نویسنده
فرناز نخعی
ناشر
آرینا
شابک
9786009271764
قطع
رقعی
سال انتشار
1392
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
2500 جلد
نوع کاغذ
سفید / تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
850 گرم
تعداد صفحات
840 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...