عبور از پاییز

از {{model.count}}
700,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

مرگ ناگهانی یک عمو، پریچهر را پس از شش سال با مردی روبه‌رو می‌کند که زمانی بزرگ‌ترین عشق و تلخ‌ترین شکست زندگی‌اش بوده است.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

obor.PDF

پریچهر دختری است که در برزخ گذشته و حال دست و پا می‌زند. مرگ ناگهانی عمویش، او را مجبور می‌کند تا پس از سال‌ها به خانه‌ای پا بگذارد که یادآور تلخ‌ترین و شیرین‌ترین خاطرات اوست. در میان اندوه از دست دادن عزیزش، پریچهر باید با بزرگ‌ترین کابوس و در عین حال عمیق‌ترین عشق زندگی‌اش روبه‌رو شود؛ مردی که شش سال پیش او را ترک کرد و غرورش را در هم شکست. حضور دوباره این مرد با نگاهی سرد و غریبه، آتش عشقی کهنه را در دل پریچهر شعله‌ور می‌کند، در حالی که او سعی دارد با نقاب بی‌تفاوتی از احساسات واقعی‌اش محافظت کند. این رویارویی نفس‌گیر، پریچهر را به دل خاطرات روزهای نوجوانی، کینه‌های قدیمی خانوادگی و تصمیمات اشتباه گذشته می‌کشاند. او که در تمام این سال‌ها تلاش کرده بود روی پای خودش بایستد و زخم‌های گذشته را فراموش کند، اکنون در برابر طوفانی از احساسات ضد و نقیض قرار گرفته است. آیا او می‌تواند از میان ویرانه‌های غرور و حسرت، راهی به سوی آرامش پیدا کند، یا سایه سنگین گذشته برای همیشه بر زندگی‌اش سایه خواهد انداخت؟ داستان، روایتی جذاب از تقابل عشق، غرور و پشیمانی است که مخاطب را تا لحظه آخر برای کشف رازهای سر به مهر خانواده و سرنوشت این عشق پرالتهاب با خود همراه می‌کند.

تکه متن اول:
نمی‌دانم خودم را چه‌طور به خانه رساندم. در تمام این سال‌ها آرزویی که همیشه در قلبم بود و من در هر فرصت سرکوبش می‌کردم برآورده شده بود. او برگشته بود و من دوباره او را دیده بودم اما هیچ‌چیز آن‌طور که فکرش را می‌کردم پیش نرفته بود. انواع فکرهای گوناگون به ذهنم هجوم آورده بود و من نمی‌توانستم آن‌ها را دور کنم. روی تختم دراز کشیدم و بعد از مدت‌ها با صدای بلند گریه کردم. نمی‌دانم چرا همیشه فکر می‌کردم اگر برگردد همه‌چیز درست می‌شود؛ فکر می‌کردم مرا می‌بخشد و به خاطر این‌که این همه مدت مرا تنها گذاشته معذرت می‌خواهد؛ فکر می‌کردم از من می‌خواهد تا گذشته‌ها را فراموش کنیم و همه‌چیز را از نو شروع کنیم، ولی این‌طور نشد. باز هم مثل همیشه حساب‌هایم غلط از آب درآمد و من ماندم و حسرت روزهایی که از دست رفته است.
تکه متن دوم:
یک قدم به جلو حرکت کرد و نور کم‌رنگ چراغ حیاط چهره‌اش را بیشتر نمایان کرد. صورتش پخته‌تر و جذاب‌تر شده بود و چند تار موی سفید جلوی شقیقه‌هایش را پوشانده بود. به نظرم نسبت به آخرین باری که دیدمش کمی هم لاغر شده بود. تغییر کرده بود اما هنوز هم همان بود که عاشقش شدم. همان که با یک نگاهش، همان که با یک حرفش، همان که به خاطر یک لبخندش حاضر بودم دنیا را به آتش بکشم. وای که چه‌قدر از این عجز خودم متنفر بودم. همان‌طور مقابلش ایستاده بودم و درمانده فقط مشتم را گره کرده و ناخن‌هایم را در گوشت دستانم فرو می‌کردم تا شاید بتوانم جلوی لرزش پاهایم را بگیرم.

نویسنده
شادی منعم
شابک
9786006893099
قطع
رقعی
سال انتشار
1392
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
2000 جلد
نوع کاغذ
سفید /نحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم/شومیز
وزن تقریبی
650گرم
تعداد صفحات
650صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...