آجرکج

از {{model.count}}
900,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

یاسمن، روزنامه‌نگار و فعال سرسخت حقوق زنان که عمرش را فدای نجات زنان کتک‌خورده کرده است، در تضادی تکان‌دهنده خود قربانی خشونت مردی می‌شود و حالا باید برای بازپس‌گیری هویت تکه‌تکه‌شده‌اش از زیر سایه این عشق ویرانگر مبارزه کند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

ajorkaj.PDF

یاسمن دختری جسور، کله‌شق و آرمان‌گرا است که در بیست و شش سالگی به عنوان سردبیر مجله «زن امروز» فعالیت می‌کند و پناهگاه زنان آسیب‌دیده و ستم‌دیده است. او که در خانواده‌ای متمول و با حمایت‌های بی‌دریغ پدر پزشکش و برادر مهربانش، البرز، بزرگ شده، همواره با صدای بلند علیه مردسالاری و ظلم جنگیده است. اما داستان از نقطه‌ای تاریک و غیرمنتظره آغاز می‌شود؛ جایی که این قهرمانِ شکست‌ناپذیر، با دنده‌ای شکسته، صورت و بدنی کبود و روحی درهم‌شکسته به خانه قدیمی پدربزرگش پناه برده است. یاسمن که عمری را صرف آگاه‌سازی دختران خام و نجات زنان از روابط سمی کرده، حالا در کمال ناباوری خودش در دام عشقی ویرانگر گرفتار شده و مورد خشونت شدید جسمی و روانی قرار گرفته است. رمان با رفت و برگشت‌های جذاب میان گذشته‌ی درخشان و پرهیاهوی یاسمن و حالِ تاریک و پر از درد او، مخاطب را در تعلیقی نفس‌گیر رها می‌کند. چگونه زنی با این سطح از استقلال و جسارت، تسلیم مردی شده که رد ناخن‌هایش جایگزین بوسه‌های عاشقانه شده است؟ آیا یاسمن می‌تواند از زیر آوار این بختک شوم بلند شود یا دلتنگی بیمارگونه برای صدای مردی که او را تا مرز نابودی کشانده، دوباره او را به تاریکی می‌کشاند؟

1
یک جایی گیر کرده ام جایی بین خواب و بیداری درست لب مرزم و نیاز دارم به کسی تا بیاید و مرا به طرفی هل دهد و خلاصم کند. حس وحشتناکی است که به هیچ جایی تعلق نداشته باشی اما هر چه صبر میکنم کسی نمی آید. چقدر تلاش میکنم برای باز کردن چشمانم؟ نمیدانم اما گویا صد سال است که دویده ام خسته ام. چشمانم که باز می شود نگاهم قفل میشود به سقف آبی رنگ و ستاره هایی که از آن آویزان است.
2
کمی که بیشتر دقت میکنم خوف برم میدارد غریبه است، این زن درون آینه برایم زیادی غریبه است. موهای مواجی که همیشه به آنها میرسیدم و با بهترین شامپوها و نرم کننده و حالت دهنده ها تقویت شان میکردم حالا وزکرده و در هم گره خورده است. نگاهم سر میخورد پایین تر؛ یقه ی حوله را کمی پایین می دهم درست کمی بالاتر از استخوان ترقوه در سمت چپ، خال کوچکی است که همیشه ادعا میکرد عاشقش است.

نویسنده
شادی منعم
ناشر
آرینا
شابک
9786006893266
قطع
رقعی
سال انتشار
1396
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
ششم
میزان فروش تا کنون
2500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
600 گرم
تعداد صفحات
608 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...