دختری که با ظاهر پسرانه به پایتخت میگریزد، ناخواسته در دام یک باند مخوف قاچاق انسان گرفتار میشود و تنها امیدش پسری مرموز است که راز او را میداند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب ،فایل زیر را دانلود کنید
noshdaro.PDF
دختری نوجوان که از بیبندوباریهای مادرش و آزارهای ناپدریهای موقت به ستوه آمده، برای حفظ امنیت و شرافت خود تصمیم به فرار از خانه میگیرد. او با بریدن موها و تغییر ظاهرش به یک پسر، نام ابی را برای خود انتخاب میکند و با اتوبوسی راهی تهران میشود. پایتخت اما آن بهشت امنی نیست که در رویاهایش میپروراند؛ ابی ناخواسته وارد باغی مخوف میشود که متعلق به مردی بیرحم به نام اکبرخان است. اکبرخان در باطن باندی خطرناک برای قاچاق دختران فراری به کشورهای دیگر را اداره میکند. در این میان، ورود پسری مرموز و جذاب به نام مایکل که پیشتر دست راست اکبرخان بوده، معادلات را برهم میزند. مایکل با چشمانی نافذ، در همان نگاه اول به راز بزرگ ابی پی میبرد و هویت دخترانه او را زیر نقاب پسرانهاش کشف میکند. اکنون ابی در میان چنگالهای اکبرخان که تلهای هولناک برایش پهن کرده و کشمکشهای درونی مایکل گرفتار شده است. آیا مایکل حاضر میشود برای نجات این دختر فراری، بار دیگر با گذشتهاش روبهرو شود یا ابی نیز به سرنوشت شوم دیگر دختران باغ دچار خواهد شد؟
تکه اول متن:
وقتی از زمین و زمان برید و در آستانه بیست و یک سالگی قرار داشت، تمام وجودش پر بود از خشم و کینه و جسارت. آنقدر جسور و باهوش بود و سر نترس داشت که طی دو سه ماه تبدیل به دست راست اکبرخان شد. ابتدا کارش وصول چک و سفتههایی بود که بابت سود پول نزولی که اکبرخان به ملت میداد، از آنها گرفته بود. کمکم که به او نزدیکتر شد تازه فهمید که کار اصلی چیز دیگری است و دختران برای گذشتن از مرز به طور قاچاقی، مهمان آن خانه میشوند.
تکه دوم متن:
لباسهای دخترانهاش را در دستشویی پارکی عوض کرده و داخل کولهاش انداخته بود. چه خوب بود که دیروز به آرایشگاه معروفی رفته و خواسته بود موهایش را مردانه بزند تا بتواند در تئاتری در مدرسه به ایفای نقش پسرانهای بپردازد. از تمام دار دنیا و از آن همه پولی که پدر روزی برای خوشبختی او و مادر سر عالم و آدم را کلاه گذاشته و جرعهجرعه خون دل بیچارگان را در شیشه ریخته بود، تنها همین یک کولهپشتی برایش باقی مانده بود. ترس و دلهرهای آمیخته با نوعی هیجان از لحظهای که تصمیم گرفت آن خانه را با تمام بیمهریهایش رها کند، ثانیهای ترکش نکرد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید