زنی جوان که سالهاست بار سنگین سرپرستی پدر بیمار و دو خواهر نوجوانش را به دوش میکشد، در جریان بستری شدن پدر در بیمارستان با سوپروایزری روبهرو میشود که حضورش رازهای سر به مهر گذشته و روابط خانواده را به چالش میکشد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
balhaye.PDF
الی زنی سی و یک ساله است که پس از تجربهای مهیب و تاریک در دوران نوجوانی، سالهاست نقش مرد خانواده را به دوش میکشد. او با کار شبانهروزی و تلاش بیوقفه در یک کارخانه، تمام زندگیاش را وقف مراقبت از پدر بیمار و دو خواهر نوجوانش، آیسان و آیلار کرده است. در حالی که سایه سنگین گذشتهای شوم و کابوسهای شبانه رهایش نمیکند، بیماری ناگهانی پدر و بستری شدن او در بیمارستان، چالش جدیدی را پیش روی این خانواده کوچک قرار میدهد. در گیرودار راهروهای پرالتهاب بیمارستان و نگرانی برای عمل جراحی پدر، الی با علی شجاعی، سوپروایزر جوان و وظیفهشناس بیمارستان روبهرو میشود. تقاطع مسیر زندگی الیِ خسته اما مقاوم با این پرستار پرانرژی، و همچنین سوءتفاهمهای پررنگ میان آیلارِ مغرور و علی، آرامش نسبی این خانواده را دستخوش تلاطم میکند. آیا الی میتواند با حفظ اقتدار همیشگیاش، هم سایه وحشتناک گذشته را از ذهن بزداید و هم خانوادهاش را از این بحران تازه به سلامت عبور دهد؟
تکه اول:
پدر را روی ویلچر از آسانسور بیرون آوردند رنگ زرد چهرهاش باز بغض را به گلویاش کشاند و باز او مثل تمام سالهای عمرش نقاب بیخیالی و بیعاری زد البته فقط روی صورتش، چه کسی تا حالا توانسته بود دلش را به در بیعاری قفل زند که او دومیاش باشد.
تکه دوم:
آن وقت بود که حس شادابی و طراوت جوانی در وجودش بیداد میکرد و یادش میآورد هنوز سی و یک ساله است، هنوز پر از انرژی است، هنوز سرشار از انگیزه است آنقدر که میتواند کوه را هم یکتنه به خاطر دخترها جابهجا کند دیگر دوازده سیزده ساعت کار در شبانهروز که مثل آب خوردن بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید