دعوای کینهتوزانه بر سر ارثیه میان یک خواهر و برادر ثروتمند، آرامش خانواده را میبلعد و در این میان، راز عشق پنهان و یکطرفه دختری نوجوان به پسرعمهاش در تلاطم این طوفان خانوادگی محک میخورد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
sarab1.PDF
تارا، دختر نوجوان و خیالپرداز ایرج، در تب و تاب عشقی پنهان به پسرعمهاش رضا میسوزد. او در دنیای معصومانه خود، آیندهای شیرین را در کنار رضا متصور است، غافل از آنکه حقایق دنیای آدمبزرگها به مراتب پیچیدهتر و بیرحمتر از رویاهای اوست. در سوی دیگر ماجرا، ایرج، مردی ثروتمند و مغرور که روی زمینها و باغهایش تعصب خاصی دارد، با درخواست سهمالارث از سوی خواهرش توران مواجه میشود. توران که قصد دارد با این پول برای ازدواج رضا خانهای تهیه کند، ناخواسته آتش خشمی قدیمی و ویرانگر را در برادرش شعلهور میسازد. مخالفت شدید ایرج با پرداخت ارثیه و بالا گرفتن تنشها میان این خواهر و برادر، آرامش ظاهری خانواده را در هم میشکند. فرشته، همسر مطیع ایرج، ناتوان از کنترل این خشم، تنها نظارهگر فروپاشی روابط خانوادگی است. در حالی که سایه سنگین این اختلافات هر روز گستردهتر میشود، تارا با حقیقتی تلخ روبهرو میگردد؛ رضا برای آیندهاش دختری دانشجو را در نظر دارد و نگاهش به تارا تنها نگاهی برادرانه است. اکنون تارا مانده است و قلبی که میان وفاداری به پدر مقتدرش و عشق دستنیافتنی پسرعمهاش سرگردان است. آیا این کینههای قدیمی و تصمیمات شتابزده، سرنوشت تارا و اطرافیانش را به سمت یک سراب تاریک سوق خواهد داد؟
1
صدای نفسهای تند توران با تنفس سریع و بلند ایرج در خانه پیچیده و بندبند بدنش میلرزید از آن همه خشونت، وجودش از آن همه وقاحت حقکشی ترس و نفرت از برادر که همین حالا داشت در وجودش ریشه میدواند لیوان آبی را که فرشته شتابزده از آشپزخانه آورد و به سمتش گرفت، پس زد.
2
خوب بود که رضا همیشه بود؛ درست مثل یک برادر بزرگ و واقعی، بهتر از آن این بود که ایرج به او علاقهی خاصی داشت ولی بد بود که او دلبستهی همین نگاه گرم و گیرا شده بود آن هم وقتی رضا نگاهش به او و تینا همان بود که به رعنا خواهر خودش.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید