درمسیر شاندیز

از {{model.count}}
800,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زنی خودساخته برای حفظ تنها دارایی‌اش ناگزیر به رویارویی با عشق نافرجام و کینه‌توز دوران جوانی‌اش می‌شود؛ تقابلی که رازهای مدفون گذشته و غرور تنها پسرش را به بازی می‌گیرد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

shandiz50.PDF

سحر، زنی سی و نه ساله و خودساخته است که پس از سال‌ها تقلا در برابر تندبادهای زندگی، توانسته است پسر مغرور و نابغه‌اش، حانان را به تنهایی بزرگ کند. او که روزگاری به واسطه ورشکستگی پدرش مجبور به ترک تهران و حاشیه‌نشینی در روستای ییلاقی ناظریه شده بود، امروز در تلاشی خستگی‌ناپذیر برای اثبات توانایی‌هایش، هم‌زمان کار می‌کند و درس می‌خواند. اما آرامش نسبی زندگی او زمانی به هم می‌ریزد که قطعه زمین کوچک و ارزشمندش در حاشیه خیابان اصلی و در مسیر شاندیز، بهانه‌ای برای کارشکنی‌های مبهم و اخطارهای قانونی بهداشت می‌شود. سحر برای حل این گره، ناگزیر قدم در بنگاه املاک سید مهدی می‌گذارد؛ غافل از اینکه سرنوشت، رویارویی هولناکی را برای او تدارک دیده است. حضور ناگهانی مالک، عشق پرشور و نافرجام جوانی‌اش که اکنون مردی ثروتمند و پرنفوذ است، تمام دیوارهای دفاعی سحر را فرو می‌ریزد. مالک که هنوز از زخم‌های گذشته و انتخاب‌های سحر خشمگین است، با طعنه‌هایی بی‌رحمانه، هویت و غرور حانان را نشانه می‌گیرد. تقابل نفس‌گیر میان پسر سحر و مردی که روزگاری تمام دنیای او بود، سحر را در میان گردابی از خاطرات ممنوعه، رازهای سر به مهر و کینه‌های ریشه‌دار گرفتار می‌کند. در این رویارویی پرالتهاب، سحر باید تصمیم بگیرد که آیا برای محافظت از تنها پسرش، برای همیشه از گذشته فرار کند، یا با مردی که هنوز رد پای عشقش در قلب اوست، روبه‌رو شود.

1
در یک صبح زمستانی خورشید به زحمت خودش را از پشت ابری بزرگ و کدر بیرون میکشد؛ درست مثل بازدم سحر که دارد خود را با هزار جور مکافات از توی سینه پرتلاطم او بالا میکشاند. باز یکی دست گذاشته است روی تکه زمینش و برایش گربه رقصانی میکند؛ اما از نظر سحر، همه از یک کنار، کور خوانده اند.


2
قلب سحر حین نگاه به اطراف برای لحظه ای کوتاه، از شنیدن اسم مالک فشرده میشود. عرق سردی پشتش مینشیند و با شرمندگی نگاهش را از حانان میگیرد. پلک میزند و نفس میکشد. باید خاطرات را بریزد در پستوی ذهنش و برای همیشه رویش قفل بزند. قرار نیست با باز شدن پایش به این خراب شده ذهنش گریز بزند به مالک و خاطرات تکرار نشدنی او. قرار نیست دلش احیا شود و باز کار بدهد دستش.

نویسنده
زهرا احسان منش
ناشر
علی
شابک
9789641938217
قطع
رقعی
سال انتشار
1401
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
350 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
800 گرم
تعداد صفحات
792 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...