رها پس از هشت سال تبعید خودخواسته، به امید جبران اشتباهات گذشته به خانه بازمیگردد، اما روبهرو شدن با تغییرات تکاندهندهی برادرش و ورود به دنیای تاریک او، رها را در مسیر طوفانی و غیرقابل پیشبینی جدیدی قرار میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
adamd50.PDF
رها پس از هشت سال دوری و انزوا در غربت، با کولهباری از دردهای کهنه و احساس گناه به ایران بازمیگردد تا به گذشتهی پرالتهاب خود پایان دهد. او که سالها پیش برای فرار از سایهی تاریک پدری بیرحم و منفعتطلب، برادر کوچکترش رهی و تنها پناهگاهش یعنی عمارت پدربزرگ را رها کرده بود، اکنون به دنبال یافتن آرامش از دست رفته است. در میان دیوارهای این عمارت قدیمی و باغ گلهای رز حاج مسعود، رها به سرعت درمییابد که گذر زمان، آدمهای زندگیاش را دستخوش تغییرات شگرفی کرده است. رهی، برادر عزیزتر از جانش، دیگر آن پسرک مطیع گذشته نیست و اکنون به خوانندهای زیرزمینی و سرکش با احساساتی پیچیده تبدیل شده که در استودیویی تاریک روزگار میگذراند. رها که با دیدن این حقایق خود را مقصر تمام این ویرانیها میداند، با تمام توان تلاش میکند تا دوباره به دنیای برادرش راه یابد و پلهای شکستهی میانشان را ترمیم کند. اما مسیر روبهرو بسیار ناهموار است و پر از رازهای ناگفته و مواجهههای غیرمنتظره با آدمهایی است که با خلق و خوی غریب خود، دنیای شکنندهی رها را به چالش میکشند. او مدام با این پرسش درونی میجنگد که آیا فرار خودخواهانهاش دلیل این فروپاشی خانواده بوده است یا خیر. آیا رها در نهایت میتواند از حصار تنهایی و گذشتهی تلخی که از او یک آدم دکوری ساخته است عبور کند، یا طوفان اتفاقات پیشرو، او را برای همیشه در تاریکی و حسرت غرق خواهد کرد؟
1
همیشه پشت پرده ای از آرایش پنهان می شد مصنوعی بود همه چیزش نگاهش لبخندش آرامشش همه اش دکوری و تنها محض حفظ ظاهر پشت پلکش خط چشمی باریک و دنباله دار می کشد دلش می خواهد کمی یاغی و خیره سر به نظر بیاید همیشه دلش کمی جرات و جربزه می خواست تا بجنگد تا محکم بایستد و اعتراض کند.
2
نزدیک ترین آدم ها آنهایی هستند که جنس دردشان از درد تو باشد تنها تشابه هم کافی نیست باید عین همان درد را کشیده باشند آنگاه نزدیک تواند فرقی ندارد در چند فرسخی تو هر چقدر هم که دور باشند باز هم نزدیک ترین آدم ها همان هایند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید