مهلت خرید محصول
{{days}} روز
{{hours}} ساعت
{{minutes}} دقیقه
{{seconds}} ثانیه

دختران مزرعه سیب

از {{model.count}}
1,275,000
1,500,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

پس از نزاعی خونین که پدرشان را می‌گیرد، دو خواهر با حکمی ظالمانه از هم جدا می‌شوند؛ یکی به تبعید می‌رود و دیگری در عمارت قاتل پدرش، نقشه‌ی انتقامی خاموش را می‌کشد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

dokhtaranend.PDF

در سایه‌ی درختان سیب یک آبادی دورافتاده که میان «ده بالا» و «ده پایین» تقسیم شده است، زندگی آرام دو خواهر به نام‌های چکاوک و چکامه با یک فاجعه‌ی خونین زیر و رو می‌شود. پدرشان فریدون، مردی آزاده و سرکش، در درگیری با پسرِ خانِ قدرتمند آبادی، هم‌زمان قاتل و مقتول می‌شود. خشایار دیوان‌سالار، خانی که خوی درنده‌خویی دارد، برای انتقام خون پسرش حکمی بی‌رحمانه صادر می‌کند که سرنوشت دو خواهر را به نابودی می‌کشاند. او به جای قصاص یا دیه، فرمانی صادر می‌کند که چکاوکِ دلسوز به تبعید و آوارگی در شهری غریب محکوم شود و چکامه، دختر سرکش و پرشور خانواده، به عنوان «خون‌بس» و خدمتکار در عمارت ترسناک خان حبس گردد. با کشته شدن نامزد چکامه در راه دفاع از عشقش، دختران مزرعه سیب بی‌دفاع می‌مانند. اکنون چکامه در دلِ عمارت دشمن، در حالی که از خواهرش بی‌خبر است، نقاب اطاعت بر چهره می‌زند اما در سینه آتشی از انتقام می‌پروراند تا چرخ ظلم خان را در هم بشکند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

تکه اول:

سبد از دست چکاوک افتاد و سیب‌های سرخ سلما تبدیل به سیب‌های گل‌آلود سیاه‌رنگ شدند؛ همانند سیاهی‌ای که چشم‌های دختر را فرا گرفت. سیب‌ها در خاک غوطه‌ور شدند و صدای جیغ مصادف شد با سقوط چکاوک بدون بال و پر روی زمین خیس شده از آب و گل. مردم بی‌رحم آبادی بالا میت را در برابر دختران روی زمین گذاشتند و اطراف آن‌ها حلقه زدند. سوارکاران خان غبار به پا کردند و میت پدر غرق در خاک شد؛ سم اسبان همانند صاحبانشان ظالم بودند که چوقای پدر را لگدمال می‌کردند و این یعنی اعتبار فریدون را به گل می‌مالیدند و او را بی‌ارزش می‌خواندند.

تکه دوم:

این خانه را دوست نداشت؛ همه‌چیز این عمارت سرد بود و خشن. ماندن در این خانه حکم قفسی تنگ را داشت، حکم جعبه‌ موسیقی‌ای که در آن برای همیشه مهر و موم شده بود و سروده‌ها و نغمه‌های خوش در آن محبوس شده بودند و او را محکوم به مرگ در بی‌صدایی می‌کردند. اما او می‌ماند و می‌چرخید؛ با چرخی که سازنده‌اش خان‌سالار بود و آن‌قدر به چرخیدن ادامه می‌داد تا چرخ را بشکند و بر تکه‌های شکسته‌ی خان راه برود، حتی اگر خودش آسیب ببیند.

نویسنده
یاسمن علی زاده
ناشر
ماهین
قطع
رقعی
سال انتشار
1405
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
0
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
920 گرم
تعداد صفحات
912 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...