نارشین برای فرار از خیانت همسرش، تمام هویت خود را رها میکند و به عمارتی متروکه پناه میبرد؛ غافل از اینکه این خانهی ویران، رازهای هولناک پدرش و یک خاندان بزرگ را در دل خود پنهان کرده است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
narshin.PDF
نارشین، زنی زخمخورده از خیانت و بیوفایی، پس از چهار سال زندگی مشترک با آلتان، در شبی سرد تصمیم به انتخابی سخت میگیرد. او که بهطور اتفاقی پرده از راز سیاه همسرش برداشته است، غرور درهمشکستهاش را برمیدارد و برای همیشه از خانهای که روزی آرزوهایش را در آن چیده بود، میگریزد. نارشین با پاک کردن تمام ردپاهای خود و پناه بردن به نقطهای دورافتاده، تلاش میکند تا از گذشتهی پردردش فاصله بگیرد. مقصد او، عمارتی متروکه و رنگوروباخته است که رازی بزرگ از گذشتهی پدرش، حسام صدر، را در سینه پنهان کرده است. در حالی که همسرش در میانهی یک مهمانی تازه متوجه ناپدید شدن او میشود، نارشین در دل تنهایی خانهی اجدادیاش و با هویتی پنهان، قدم در مسیر کشف حقایق میگذارد. او که برای التیام دردهای خود از همهچیز فرار کرده است، ناخواسته با گذشتهی پرالتهاب خاندانی روبهرو میشود که نامشان در شهر لرزه بر اندامها میاندازد. آیا فرار نارشین نقطهی پایانی بر رنجهای اوست، یا نقطهی آغاز رویارویی با طوفانی سهمگینتر از رازهای سربهمهر خانوادهی صدر؟
این روزها همانند روح سرگردانی هستم که میان گورستان خاطراتش دفن شده و هر شب مقابل گوری میایستد و نبش خاطره میکند. حالم جوری است که برزخ و جهنم را یکجا تجربه میکنم. روزهایم جهنمی است سوزان و شبهایم برزخی بیپایان.»
2
* «سخت بود دل کندن از خانهای که برای آباد کردنش از جان مایه گذاشته بود، درد داشت رها کردن تمام چیزهایی که با ذوق خریده و در این خانه چیده بود به امید خوشبختی. دل کندن از این خانه و آن مرد از جان کندن هم دردناکتر بود، ولی ماندن و شکستن چندبارهی غرورش سختتر بود.»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید