کلید عشق

از {{model.count}}
600,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری نوجوان که راز تاریک مرگ خانواده‌اش را در دل برف‌ها پنهان کرده، با آشکار شدن احساسات پنهان پسرعمه‌اش و نگاه‌های غریبه‌ای کنجکاو، مجبور می‌شود با کابوس‌های کودکی و ترس از عشق روبه‌رو شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر دانلود کنیدklidxzz 30.PDF

رها دختری دبیرستانی است که در کودکی پدر و مادر خود را در یک سانحه دلخراش زمستانی از دست داده و اکنون در سایه پرمهر پدربزرگ، مادربزرگ و دایی جوانش زندگی می‌کند. او که در ظاهر نوجوانی آرام و درگیر دغدغه‌های درس و کنکور است، در اعماق وجودش کینه‌ای عمیق نسبت به برف و زمستان پنهان کرده است. این راز دردناک ریشه در شبی هولناک دارد که رها در میان بوران و محاصره گرگ‌ها، خانواده‌اش را برای همیشه از دست داد؛ غمی بزرگ که تنها با صمیمی‌ترین دوستش، صحرا، در میان می‌گذارد. اما روزمرگی‌های رها با ورود احساسات ناخوانده و پیچیدگی‌های دوران جوانی دستخوش تغییرات پیش‌بینی‌نشده‌ای می‌شود. از یک سو، پسرعمه آرام و تودار او، ساسان، احساساتی عمیق و پنهان نسبت به رها در سینه دارد که به تدریج آشکار شده و او را در تنگنای عاطفی قرار می‌دهد. از سوی دیگر، حضور در یک مهمانی دوستانه، نگاه‌های غریبه و کنجکاو جدیدی را به سمت او می‌کشاند که دنیای امن او را متزلزل می‌کند. در میان محبت‌های بی‌دریغ خانواده، شیطنت‌های اطرافیان و کابوس‌های رها شده از گذشته، رها بر سر دوراهی تقابل با ترس‌های دیرینه و پذیرش عشق قرار می‌گیرد. آیا گرمای یک عاطفه نوپا می‌تواند سرمای انجمادیافته در روح این دختر جوان را ذوب کند یا سایه سنگین آن شب برفی برای همیشه مسیر آینده‌اش را تغییر خواهد داد؟

1
آن شب برف می‌بارید و تمام جاده‌ها پوشیده از برف سنگین بود. ماشین‌های کمی در جاده رفت‌وآمد می‌کردند که ناگهان میانه راه ماشین خاموش شد؛ در حالی که نه تعمیرگاهی در دسترس بود و نه پناهگاهی. صدای زوزه گرگ‌ها از هر طرف شنیده می‌شد و اطراف پر بود از دانه‌های زرد براق و صداهایی وحشتناک در دل سیاهی شب.
2
لباس هدیه، یک پیراهن محلی به رنگ آبی کمرنگ بود که روسری حریر شالی از همان رنگ نیز به همراه داشت. وقتی لباس جدیدم را پوشیدم، نگاهی به خودم در آینه انداختم؛ با اینکه روسری را مانند زنان بندری دور سرم پیچیده بودم و شکل و شمایلی کاملا جنوبی پیدا کرده بودم، اما از نتیجه کار و تصویر مقابلم بسیار راضی بودم.

نویسنده
آرام معدن دار
ناشر
علی
شابک
9789647543786
قطع
رقعی
سال انتشار
1387
تیراژ
200 جلد
نوبت چاپ
چهارم
میزان فروش تا کنون
6200 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
500 گرم
تعداد صفحات
504 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...