پشت پلک شب

از {{model.count}}
1,200,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری جوان و سرکش برای فرار از سلطه و ازدواج مجدد مادرش به عمارت پرقانون مادربزرگش پناه می‌برد، اما ورود ناگهانی یک غریبه به باغ این عمارت، مسیر زندگی محدود و تنهای او را به سوی اتفاقاتی پیش‌بینی‌نشده تغییر می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنیدpelkxxz 30.PDF

افروز دختری نوزده ساله، سرکش و ثروتمند است که در میان هیاهوی دوران جوانی و استقلال‌طلبی خود روزگار می‌گذراند. زمانی که مادر قدرتمند و بانفوذش تصمیم می‌گیرد با مردی بسیار مسن ازدواج کند، دنیای افروز در هم می‌ریزد. او برای فرار از این تصمیم و رهایی از سلطه مادر، زندگی پر زرق و برق تهران را رها می‌کند و به تبریز می‌رود تا در کنار مادربزرگ اشرافی و سخت‌گیر خود زندگی جدیدی را آغاز کند. اما عمارت بزرگ و سنتی مادربزرگ به هیچ‌وجه آن بهشت آزادی که افروز تصور می‌کرد نیست. او که میان قوانین خشک مادربزرگ و کنترل‌های از راه دور مادرش گرفتار شده است، تلاش می‌کند با سرگرمی‌های عجیب و تبدیل کردن عمارت به پناهگاهی از حیوانات مختلف، با تنهایی و محدودیت‌هایش بجنگد. در پس این ظاهر وحشی و ناسازگار، افروز تشنه محبت و دلتنگ خاطرات شیرین پدر از دست رفته‌اش است. در میان این روزمرگی‌های محدودکننده، حضور ناگهانی و مرموز پسری جوان در باغ بزرگ عمارت، مسیر زندگی منزوی او را دستخوش تغییری هیجان‌انگیز می‌کند. آیا افروز می‌تواند در این تبعیدگاه خودخواسته، به آرامش و آن آزادی حقیقی که همواره به دنبالش بوده دست پیدا کند یا حوادث پیش‌بینی‌نشده‌ای در کمین اوست؟

افروز سرزنده‌تر، بانشاط‌تر و زیباتر از هر دختر دیگری بود که فروزان به عمرش دیده بود و اگر پایش می‌افتاد خونسردترین، بی‌تفاوت‌ترین و خودرأی‌ترین افراد خانواده بود. در آغاز هجده سالگی او دختری با موی مشکی و صاحب چشمان عسلی کشیده و پوستی زیتونی بود که هر وقت چیزی از کسی می‌خواست آن نگاه معصوم و دلفریب را به چشمانش می‌داد.



در شب‌های برفی که سرما اجازه قدم زدن در حیاط را نمی‌داد گرامافون پدربزرگش را روشن می‌کرد و با دقتی که از او بعید به نظر می‌رسید به آن ترانه‌های قدیمی گوش می‌سپرد. در آن لحظات خانه غرق در آرامشی می‌شد که همه نفسی به آسودگی می‌کشیدند و می‌شد گفت همه عاشق افروز می‌شدند.

نویسنده
مریم صمدی
ناشر
علی
شابک
9789647543794
قطع
رقعی
سال انتشار
1387
تیراژ
2000 جلد
نوبت چاپ
ششم
میزان فروش تا کنون
12000 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
760 گرم
تعداد صفحات
752 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...