دختری مغرور و سرزنده در کشاکش روزهای پرهیاهوی دانشگاه و روابط پیچیدهی عاطفی، با تصمیمی روبرو میشود که تمام آینده و هویتش را در سایهی مردی به نام نوژن دگرگون میکند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنیئ.
foganz 30.PDF
هستی آرمند، دختری مغرور و پرانرژی از خانوادهای اصیل و مقتدر، پس از ورود به دانشگاه همراه با دوست خانوادگیاش پندار، قدم به دنیای جدیدی از دوستیها و چالشها میگذارد. او که همواره سپری محکم از جدیت به دور احساسات لطیفش کشیده است، روزهای جوانی را با شیطنتها و جمعهای شاد دانشجویی سپری میکند. در میان این هیاهوی بیدغدغه و شکلگیری روابط جدید، مسیر آرام زندگی هستی دستخوش تلاطمی عمیق میشود. او که زمانی تنها دغدغهاش نمرات و کلکلهای دوستانه بود، ناگهان خود را در گردابی از احساسات ناشناخته و تصمیمهای سرنوشتساز مییابد. حضور پنهان و سایهی سنگین مردی به نام نوژن، رازی بزرگ را در گذشتهی او رقم زده است؛ رازی که روح سرکش هستی را به زانو درآورده و او را غرق در حسرت روزهای از دست رفته میکند. چه اتفاقی در آن سالهای دور رخ داده که هستی امروز عاجزانه آرزوی بازگشت به گذشته را دارد؟ آیا او میتواند از زیر آوار خاطرات تلخ رها شود و دوباره کنترل زندگیاش را به دست بگیرد؟
1
من ولی از همان دوران نوجوانی خوی سرکشی داشتم. بدون اینکه متوجه باشم به هاتف بیشتر نزدیک میشدم تا هاله. پوست گندمی و موهای تیره با لبهایی نازک و به هم فشرده همراه با فرم استخوانبندی صورتم داد میزد که هر چه بخواهم بدست میآورم را شعار زندگیام کردهام. اخم نمیکردم اما جدیت در چهرهام موج میزد. آن روزها چقدر این پوستهی محکم و مغرور را میپسندیدم گرچه از درون همیشه دختر بچهای احساساتی را همراه داشتم اما بین احساس و زندگی بیرونیام مرزبندی مشخصی با اصول خودم قرار داشت. همین کمکم قوهی ابراز احساساتم را از من گرفت.
2
باز سیل اشک بود که پشت پلکهایم جمع شده بود و من با بدبختی سعی در پنهان کردنشان داشتم اما زخمی که سر باز کند، کاسهای که پر و سرریز شود، سینهای که غمباد گرفته باشد مگر چقدر میتواند تحمل داشته باشد. همانطور که روی تخت نشسته بودم پاهایم را جمع کردم، سر روی زانوهایم گذاشتم و اجازه دادم غصهی خاطرات از دست رفتهام قطره قطره از چشمانم سرازیر شود. وقتی دست پانی موهایم را نوازش کرد من عاجزانه از خدا خواستم که آن روزها برگردد و به یاد همان روزها سر روی سینهی پانی گذاشتم و در آغوش مهربانش غصههایم را سیر باریدم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید